Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist



خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
[an error occurred while processing this directive]  
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌نگار


Thursday, February 21
نگاه كن!

1
سال بد
سال باد
سال اشك
سال شك.
سال روزهاى دراز و استقامت هاى كم
سالى كه غرور گدايى كرد.
سال پست
سال درد
سال عزا
سال اشك پورى
سال خون مرتضى
سال كبيسه ....
2
زندگى دام نيست
عشق دام نيست
حتى مرگ دام نيست
چرا كه ياران گمشده آزادند
آزاد و پاك ...
3
من عشقم را در سال بد يافتم
كه مىگويد "مايوس نباش"؟ _
من اميدم را در ياس يافتم
عشقم را در سال بد يافتم
و هنگامى كه داشتم خاكستر مىشدم
گر گرفتم.

زندگى با من كينه داشت
من به زندگى لبخند زدم,
خاك با من دشمن بود
من بر خاك خفتم،

چرا كه زندگى، سياهى نيست
چرا كه خاك خوب است.
*
من بد بودم اما بدى نبودم
از بدى گريختم
دنيا مرا نفرين كرد
و سال بد در رسيد:
سال اشك پورى، سال خون مرتضي
سال تاريكى.
....

... و اين شعر شاملو ادامه پيدا مىكند. شعرى كه خيلى خوب نيست. شعرى كه مزهء شعرهاى پل الوار را مى دهد اما نه به آن زلالى. اما در سال بد سروده شده و به دل مىنشيند: در سالى كه پورىها و مرتضى ها غرق به اشك و خون شدند. در سال بد ....
امسال هم سال بدى است. پارسال هم سال بدى بود. سال اشك پورى، سال خون مرتضى ....
ديروز خيل نويسندگان به خاك وخون نشستند و امروز نويسندگان و روشنفكران ما در اداره اماكن تحقير مىشوند. در سال بد. سال خون مرتضى، سال اشك پورى!
شنيدم داريوش شايگان هم به غربت آمد .... خلف هانرى كربن، شاگرد علامه طباطبايى، كه آسيا را در برابر غرب نهاد و سرانجام درك كرد كه در شرق خبرى نيست! در شرق داغ و درفش و تحقير و شكنجه است و ريا و دروغ و دغل .......
افسانه هاى شرقى زيبا هستند اما زندگى در غرب زيباتر است، اين جا انسان انسان است. داريوش شايگان ها گوهر انسانى خود را در غرب مىيابند. حالا هى آقاى خاتمى از
گفت و گوى تمدن ها سخن بگويد و .... آيا يك كشور غربي را سراغ داريد كه با روشنفكران و اهالى انديشه اش مانند ايران گل و بلبل رفتار نمايد؟ نه، برويد از بهرام بيضايى بپرسيد! از داريوش شايگان بپرسيد! از على دهباشى بپرسيد! از فيروز گوران بپرسيد! و اگر يافتيد از سيامك پورزند بپرسيد!
من مرتضى هستم. يولداش همه ى احضارشدگان ..... و امشب باز به قول شاملو:
...
دلم مىخواهد خوب باشم
دلم مىخواهد تو باشم و براى همين راست مىگويم

نگاه كن:
با من بمان!



12:08 AM