گوستاو ماهلر من گوستاو ماهلر را بسيار دوست مىدارم. عشق من به ماهلر از "مرگ در ونيز" آغاز شد. پس از ماهلر موزار و غيره برايم جوك شدند! آنگاه بروكنر و واگنر را كشف كردم و رفتم تو نخ Heavy كلاسيك! برامس را هم كشف كردم و خيلى هاى ديگر را! *** امشب شب ماهلر بود با آوازهاى زمينى اش با دو خواننده ناب تنور و باريتون در همين سانفرانسيسكو. چه زيبا بود! شونبرگ هم بود با پنج قطعه اش! به ياد تبريز افتادم و استادى كه ما را ما موسيقى كلاسيك آشنا كرد. نامش را امشب فراموش كرده ام ولى فردا به سراغم خواهد آمد. *** امشب اما شراب بدى هم خوردم كه اسيدش زياد بود. اين فرانسوى ها واقعا گندش را درآورده اند! انگورهاى مزخرف الجزاير و مراكش را در هم مىآميزند و به نام شراب فرانسه قالب مىكنند! مگر ما كلوشار هستيم؟ امشب حال و حوصله اش را ندارم ولى فردا اندكىاز ماهلر و آوازهاى زمينىاش خواهم نوشت. راستى از بازگشت رضا قاسمى خوشتان آمد؟ **** ديشب اين "هم خانه ام" نصفه هاى شب مرا بيدار كرد و از من پرسيد: در طبقهء چندم هستيم؟ پاسخ دادم سوم! ( حالا بد و بيراه ها را اين جا سانسور مىكنم! آخر اين طور كه مىنويسم نايس nice نيستم! آن هم در نيمه شب!) او با حيرت مىگفت": سوم؟ كدام سوم؟ ما كه يك طبقه بيشتر نداريم! نمى دانم ديشب در كدام يك از خانه هاى زندگي اش بود! 2:21 AM