روزگار غريبىست، نازنين! امشب اين كامپيوتر من ادا در آورد! چيزهاى حسابى داشتم كه براىتان بنويسم! از مرگ يك دوست. يك دوست بزرگ و خوب به نام فردريش فون لانكامرر Frederich Von Langkammerer. يك ايرانى ناب! او را نمىشناسيد. بزرگ ترين و قديمىترين و شايد بهترين صحاف ايران بود. صحافىاش روبروى دانشكده پلىتكنيك بود در خيابان حافظ. روزگارى اگر مىخواستيد جمعى از بزرگان ادب كشور را ببينيد بايد راهتان را به آنجا كج مىكرديد تا مثلا آن مرد نيك و جذاب يعنى دكتر زرياب خويى را نزديك ببينيد و عاشقش شويد. ايرج افشار و ناتل خانلرى و دبيرسياقى و يوسفى و ديگر بزرگان هم گاه گدارى گذارشان به آنجا مىافتاد. نامش يك نام دبش و قديمى آلمانى بود. با يك لقب نجيب زادگى يعنى Von . پدر بزرگش گويا سفير آلمان در ايران بود كه پس از دوران خدمتش ديگر به موطن خود برنگشته بود و ساكن ايران شده بود. پدرش در ايران به حلقه دراويش وارد شده و با زنى ارمنى ازداوج كرده بود. با عرفان و شعر و منقل و وافور و بنگ و چرس هم آشنا شده بود. بسيار هم زيبا بود. موهاى بورى داشت و چشمان آبى. جورج هم زيبا بود. با موهاى يك دست سفيدش. پنج شش تا زبان را به راحتى صحبت مىكرد و صحاف درجه يكى بود كه هم كتاب هاى مجلس شوراى ملى را صحافى كرده بود و هم كتاب هاى كتابخانه دربار سلطنتى را و هم اين اواخر كتاب هاى زعماى قوم اسلامى را. در ذهنم مرثيه اى برايش ساخته بودم و خطوط خاطراتى كه خرابى اين كامپيوتر لعنتى مانع شد! بايد سر فرصت خاطراتم را نشخوار كنم. آخر دوست خوبى بود! *** امشب همه اش با مرگ همدم هستم! مرگ روزنامه نگار آمريكايى دانيل پرل هنوز رهايم نكرده است. قصابى وحشتناكى بود. سر بريدن. آن آقا كه با افتخار گفته بود سر مىبريم و گردن مىزنيم جدى بود. مگر سر فروهرها را نبريدند؟ سرها بريده بينى بى جرم و بى جنايت! دانيل را جيش محمد سر بريد. گويا برخى از اعضاى سازمان امنتيت پاكستان هم در قتل اش همكارى و هميارى كرده بودند. زعماى پاكستان مىگويند گروه خودسرى بوده اند در سازمان امنيت! خوشبختانه مذهبى نيستم. اگر بودم و مىديدم كه به نام دين و مذهبم اين چنين آدم مىكشند و گردن مىزنند شايد از پل گلدن گيت خود را پايين مىانداختم! بفرما آقاى خاتمى! اين هم گفت و گوى تمدن ها!!! دانيل پرل براى گفت و گو با رهبر جيش محمد به پاكستان رفته بود. جيش يعنى سپاه البته! سپاه صحابه هم در پاكستان داريم كه كارشان بيشتر كشتن ايرانيان و شيعه هاست. سرها بريده بينى بى جرم و بى جنايت! روزگار غريبىست نازنين!