شعرى ناب از احمد رضا احمدى من احمد رضا احمدى را از ناب ترين شاعران روزگار خود مىدانم. اينجا شعرى از او را تايپ مىكنم: پس اين غروبى است كه در پشت پنجره از شاخه ها بر زمين مىريزد همهء آن رودخانه ها به اين ليوان مىريزد كه از پاييز گذشته روى ميز شيشه اى مانده است اگر حوصلهء ادامهء عمر را داشتيد آن ماهيان را در وحى دريا رها كنيد اين غصه هاى متروك كه به جهتِ باد از باغچه هاى انبوه از ريحان دور مىشوند در دستان شما پناه مىجويند .... ايام را از پنجره نگاه مىكنيم: باغچه و ريحان است رود است و ماهى و دريا هنگام كه پنجره را من و تو بستيم از همسايه دور به دريا نزديك ايستاده ايم زمانِ مانده و متوقف را در خشكىِ برگ نگاه مىكنيم .... 11:07 PM