از وردى نوشته بودم. جوزپه وردى. پاك شد يا نشد نمىدانم! اگر اين مربع ها و مستطيل هاى لعنتى هنوز وجود دارند بايد مرا ببخشيد! مطلب پايينى را مىگويم. همه اش مربع و مستطيل و دلتا و ايگرگ است. (پاك هم نمىشود) *** ديروز هم با پرينتر (چاپگر)م مشكل داشتم. يك صفه كاغذ توش گير كرد. كشيدمش بيرون. آنگاه هرچه كردم ديگر به كار نيفتاد كه نيفتاد! رفتم استارت زدم و ستينگ را باز كردم و پرينتر را انتخاب كردم ولى نشد كه نشد. داشتم مقالات مربوط به هويدا را از كيهان چاپ تهران چاپ مىكردم. فكر كردم شايد كيهانيان از من انتقام مىگيرند. چون آقاى شريعتمدارى از من خيلى بدش مىآيد! از ترس او حتى ديگر قيد ايران را زده ام! مىترسم ديگر! سه سال پيش كه ايران بودم در جريان نمايشگاه مطبوعات با جوان خبرنگارى آشنا شدم. پرسيدم خبرنگار كدام نشريه هستيد؟ پاسخ داد گلاب به رويتان كيهان! داشتم از خراب شدن پرينترم مىگفتم. فكر كردم شايد از شيطنت كيهانيان باشد! اما امروز سرانجام فهيميدم چه مرگش است. صفحه كاغذ را كه بيرون مىكشيدم اندكى محكم كارى كرده بودم و سيم برق هم از سوراخ مربوطه بيرون شده بود! همين. شما هم اگر با پرينتر اشكالى داشتيد اول از همه سيم برق و سيم رابط را چك كنيد و بيخودى به كيهان و كيهانيان بد و بيراه نگوييد! 11:07 PM