Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist



خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
[an error occurred while processing this directive]  
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌نگار


Sunday, February 17
عمو هايت را مىگويم
من جاناتان را دوست مىدارم! جاناتان مرا به ياد آرش مىاندازد كه جانش را در تيرى گذاشت و پرتاب كرد. "جان آتان" يعى كسى كه جانش را پرتاب مىكند. وبلاگش طعم برادرى را مىدهد كه آدم مدتى ازش بىخبر باشد. مثلا سربازى رفته باشد سربازى يا پى كار و بار به كويت يا ژاپن! نمىدانم. جاناتان همان ياشار است و ياشار يك نام خوب تركى است به معنى زنده و شايد هم جاويد! كه چيين بادا. ياشار مرا "خان عمى" مىنامد. ياد شاملو مىافتم كه شعرى دارد به نام از عموهايت. چند سال پيش كه كسى مرا "عمو" صدا كرد ناگهان احساس كردم كه به دنياى آدم بزرگ ها وارد شده ام. پيش از آنكه فريبرز عمى صدام كند، پيش از آنكه فرانك را عمى صدام مىكند، پيش از آنكه شيوا عمى صدام مىكند. من موقعى احساس عموئى كردم كه پسر بچه اى در سراب از من پرسيد: عمو ساعت چند است؟
سال ها پس از آن دخترى اندكى عاشق من شد. نامش نعيمه بود. هنگام معرفى گفتم اسم من عمو مرتضى است. آن موقع سخت عاشق شاملو بودم. او سال ها مرا عمو مرتضى صدا مىكرد! چون بفهمى نفهمى نقش عمو را بازى مىكردم از شوهر شدن طفره رفتم! حالا بچه هاش مرا عمو صدا مىكنند!
صادق چوبك مرا عمو اوغلي صدام مىكرد. همسرش قدسى خان هم همچنين. شاملو هم گاهى مرا عمو صدا مىكرد! شايد به ياد مرتضى كيوان كه سخت دوستش مىداشت. كه بود اين كيوان كه از صادق هدايت تا شاهرخ مسكوب و دكتر محجوب و م. فرزانه همه دلباخته اش بودند؟ اينجا چند خط آخر شعر شاملو را از كتاب هواى تازه مىنويسم. علاقمندان مىتوانند به صفحه 231 هواى تازه مراجعه كنند:
...
به خاطر ناودان، هنگامى كه مىبارد
به خاطر كندها و زنبورهاى كوچك
به خاطر جار بلند ابر در آسمان بزرگ آرام

به خاطر تو
به خاطر هر چيز كوچك و هر چيز پاك به خاك افتادند،
به ياد آر
عموعايت را مىگويم
از مرتضى سخن مىگويم.
1:08 AM