Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist



خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
[an error occurred while processing this directive]  
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌نگار


Wednesday, February 20
آه چه لذتى دارد آسودگى!
دوستم رضا قاسمى در الواح شيشه ايش نوشته كه سرانجام از شر نخ جراحى چشمش راحت شده و آخر شعار زيبايى داده كه چه لذتى دارد آسودگى!
انسان قرن هاست كه در پى آسودگى و راحتى خيال است. تمام مهاجرت هاى كوچك و بزرگ براى به دست آوردن اندكى آسودگى انجام گرفته است. خيام و حافظ و مولوى و ديگر بزرگان شعر و فرهنگ ما هم اغلب در پى اندكى راحتى خيال بوده اند كه معمولا هم به دست نمىآورده اند. براى حافظ نوشيدن جرعه اى كه آزار كسش در پى نيست اندكى راحتى خيال مىآورد كه زهدفروشان مانعش مىشده اند. خيام از نظر فلسفى در پى آن آسودگى بود كه سرانجامش به مرگ ختم مىشد. مولوى عاشق بود. مىخواست عشق را هم در آسمان و هم در زمين بيابد كه نمىتوانست و تمام عمرش در اين دايره سرگردان بود. هدايت هم خيام وار آسودگى را در مرگ جست و جو مىكرد. با اين فرق كه هدايت انگار با مرگ حال مىكرد، ولى خيام به نوعى از آن مىگريخت و حال را در حال (دم) مىديد.
ديروز مطلبى خواندم در نيويورك تايمز كه واقعا غم انگيز بود. هم ميهمنان من براى اندكى تفريح در پيست اسكى ديزين چه مرارت ها كه نمىكشند! حالا از اين نسل تحقير شده انتظار داريم كه شهروندان مسئول و خوبى باشند. البته اينان حق دارند كه براى آسودگى به هر درى بزنند و سرانجام راهى كشورهاى خارج شوند. بىخود نيست كه كشور ما در فرار مغزها اول است! من به جرات مىتوانم بگويم كه مهاجرت و در به در شدن قريب به اتفاق مهاجرين و آواره ايرانى به خاطر همين يك ذره آسودگى است و يك جرعه آزادى!
رضا از نخ جراحى چشمش آسوده شد. اما ميليون ها رضاى ديگر تيرى در چشم و نيشترى در قلبشان دارند!
1:16 AM