Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist



خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
[an error occurred while processing this directive]  
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌نگار


Wednesday, February 13
خانه دايى يوسف
ديشب هم تا سپيده سحر بيدار ماندم و خانه دايى يوسف را خواندم. كتابى سراسر درد و رنج و اندوه. شهريار مصراعى دارد در حيدربابايه سلام: حيدربابا بهشتيمز جهنم اولماقدادير! (حيدربابا بهشت ما در شرف جهنم شدن است!) خانه دايى يوسف كه همان كشور رفيق استالين باشد، براى سه نسل از ايرانيان آرمان خواه جهنم شد بىآنكه كسى آن كه چنان بايد و شايد اين جهنم را توصيف كند. تا كسى لب به سخن مىگشود از سوى "رفقا" انگ "خود فروخته" و "واداده" مىخورد و زندگى هم چنان ادامه مىيافت و ما گمان مىكرديم كه خشك آمده كشتگاه ما در جوار كشت همسايه و مرغ همسايه غاز بود بود البته و .....
رفقا البته دستور سازمانى داشتند. اما شاه و ساواكش هم مقصر بودند! بسيار هم مقصر بودند. هزاران هم وطنى كه از بد حادثه يا در پى بهشت گمشده و كشور آرمانى خود به شوروى گريخته بودند مىخواستند برگردند. خدمت هم بكنند. (البته شمار كثيرى از آنان در اردوگاه هاى استالين جان باختند) اما رژيم به اين ايرانيان اجازه ورود نمىداد. اگر چند تنى هم باز گشتند تحقير و توهين شدند. با آنان مانند انسان رفتار نشد. اغلب شان به اجبار مجيزگوى دربار و شاه شدند. هيچ كس حرفشان را جدى نگرفت بنابراين نسل ديگرى نيز گام در كژراه گذاشتند و باز روزى از نو روزى از نو!
حالا اتابك فتح الله زاده پرده ها را بالا زده و فاش گويى كرده است. حكايت تلخ و دردناكش را از غربت غريب اتحاد جماهير شوروى نوشته است. نسل اتابك و اينها البته با فروپاشى شوروى و گشايشى كه رخ داد توانستند از جهنم توتاليتاريسم واقعا موجود بگريزند و حال قريب به اتفاق آنان در كشورهاى غربى به سر مىبرند. اما هنوز نيز چند تنى از نسل اول مهاجران در بدبختى و پريشانى به سر مىبرند و با آرزوى بازگشت به زادگاه به انتظار مرگ نشسته اند. بايد اين ايرانيان را دريافت و به هر نحوى كه شده به يارى شان شتافت.

12:19 AM