ايرانيكا امشب قرار بود در لوس آنجلس باشم. در جشن ايرانيكا. ايرانيكا دايره المعارف عظيمى است كه به همت دكتر احسان يارشاطر منتشر مىشود. كارى ست كارستان! تا حال چند جلد آن منتشر شده است و هرسال براى ادامهء انتشار آن شب ويژه اى به همت ايرانيان فرهنگ دوست در سرتاسر اروپا و آمريكا تدارك ديده مىشود و صدها هزار دلار براى يارى رساندن به اين درخت تناور فرهنگ ايران جمع آورى مىگردد. تهيه و نشر چنين دايره المعارف هايى البته بر عهده فرهنگستان ها و وزارت فرهنگ كشور هاى مختلف مي باشد. اما در سرزمين گل و بلبل ما كمتر به فرهنگ ايرانى پرداخته مي شود. چاپ و نشر دايره المعارف بزرگ تشيع و كتاب هاى گوناگون پيرامون نهضت هاي اسلامى دنيا و از ماداگاسكار گرفته تا بوركينافاسو و احداث و مرمت مساجد و حسينيه ها از آفريقاي جنوبي گرفته تا هامبورگ و بيورلى هيلز ديگر بودجه و فرصتى براى اين نوع كارهاى فرهنگى نمى گذارد. اما باز دم ايرانيان خارج گرم! در اين شب كه من اين سطور را مى نويسم در شب نشينى باشكوه ايرانيكا چهار صد نفر ايرانى با پرداخت هزار دلار براي هر نفر در مجلسى گردهم آمده اند كه تمام منافع آن جهت تهيه و چاپ و نشر ايرانيكا خرج خواهد شد. در اين شب اشياء گرانبهايى نيز حراج خواهد شد كه درآمد حاصله تمام و كمال در اختيار ايرانيكا قرار خواهد گرفت. يك جلد قرآن خطى، يك جلد كتاب خطى بوستان سعدى دوره صفوى، فرش هاى گرانبها، تابلوهاى نقاشى و ده ها قلم اجناس ديگر... تا اين ساعات كه هنوز جشن پايان نيافته بيش از هفت صد و پنجاه هزار دلار جمع آورى شده است. بايد پيرامون ايرانيكا بيشتر نوشت. فعلا شما را حواله مي دهم به سايت ايرانيكا! **** امشب باران مىبارد. بر شيشه مىكوبد سخت! فردا عازم شهر كارمل خواهم بود. سفر لوس آنجلس هم به همين خاطر انجام نگرفت. هفت ساعت هم رانندگى بود در هواى طوفانى! فردا فقط دو ساعت رانندگى خواهم داشت. دعا كنيد كه باران بند بيايد و از باران هاى سيل آسا اندكى هم نصيب خاك تشنه افغانستان بشود. مطلبى كه ديروز قولش را داده بودم پيرامون قحطى وحشتناك افغانستان بود. قحطى و خشك سالى آن چنان دمار از مردم بى چاره افغانستان در آورده كه مردى دو تا پسر گل اش را براى دو كيسه گندم فروخته است. باور مىكنيد؟ دعا كنيم كه ابرهاى باران زا به سوى سرزمين تشنهء افغانستان برود! آمين!