Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist



خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
[an error occurred while processing this directive]  
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌نگار


Friday, March 29
وحشت بزرگ .2.
آن مقاله وحشت بزرگ را كه ديشب خواب از چشم ترم ربود، جفرى گلدبرگ Jeffrey Goldberg نوشته و در مجله نيويوركر شماره 25 مارچ 2002 چاپ شده است. امروز اين مجله را خريدم و گمان مىكنم دو سه روزى شكنجه ام خواهد كرد اين وحشت بزرگ! (خلاصه اش را قول مىدهم در اين وبلاگ بازنويسى كنم!)
***
من از كشت و كشتار بيزارم. بسيار بيزارم. ديروز با دوستى كه اينجا جمال اش مىنامم در مورد عمليات انتحارى فلسطينى ها صحبت مىكردم. چون من بر خلاف اكثر مسلمين و چپ هاى جهان از اين نوع كشت و كشتارها متنفرم و الكى هم جانماز آب نمىكشم. البته و هزار و يك البته از اعمال شارون و دولت اش نيز در سرزمين هاى اشغالى فلسطين متنفرم. همين دو سه هفته پيش او را قصاب ناميده بودم كه هست! اما اين عمليات انتحارى را هم برعكس جمال و ديگران توجيه نمىكنم. مىدانم كه فلسطينيان جور و ظلم فراوان كشيده اند و مانند گربه اى كه در تنگنا قرار بگيرد به هر عملى دست مىزنند. اما اين "هر عمل" مراحلى دارد: گروه حمص، الاقصا يا جهاد اسلامى براى پيدا كردن داوطلب عمليات انتحارى ماه ها تلاش مىكنند و آنگاه وى را آموزش مىدهند. آموزش يعنى ايجاد نفرت بى حد و حصر از يهوديان و آمرزش تمام گناهان و نيز داشتن يك زندگى مرفه و سرشار از عشق در آن دنيا ... ساختن اين دنياى نفرت بار و آن دنياى عاشقانه چندين ماه طول مىكشد. براى اين جوانان و نوجوانان مرتب فيلم نمايش مىدهند و موعظه مىكنند. او را از خانواده اش جدا كرده و در يك دنياى كنترل شده نگاه دارى مىكنند. آماده كه شد بهش دستور مىدهند به خودش مواد منجره ببندد و راهى عمليات جهادى شود ... هرچه بيشتر اسرائيلى كشته شود بهتر است! بىگناه يا با گناه. نظامى يا غير نظامى. كودك يا بزرگ. فلسطينيان نيك مىدانند كه هر گاه شمار كشته شدگان فلسطينى با اسرائيليان برابر شود، اسرائيل به زانو در مىآيد. چنان كه در جنوب لبنان اين اتفاق افتاد. تا موقعى كه در ازاى كشته شدن يك اسرائيلى ده نفر فلسطينى كشته مىشد كك اسرائيل نمىگزيد. اين تلفات يك به يك كه رسيد اسرائيل بى سر و صدا و بدون هيچ گونه پيش شرطي لبنان را ترك كرد!
دو سال پيش در اوايل انتفاضه دوم اين نسبت در اسرائيل ده بر يك بود. حالا سه بر يك است. يعنى در ازاى حدود 1100 فلسطينى 350 اسرائيلى كشته شده اند. حالا مىرود كه اين نسبت يك به يك شود و طبعا اسرائيل به زانو در خواهد آمد! شارون بركنار خواهد شد و كسي مانند شيمون پرز جايگزين اش خواهد شد و قرارد صلح هم امضا خواهد گرديد. عرفات دلبخواه يا دلنخواه كنار خواهد رفت و نسل جديدى از فلسطينيان سكان سياست را به دست خواهند گرفت. اين نسل البته بسيار خطرناك خواهند شد و موى دماغ تمام كشورهاى عرب منطقه! تجره طالبان در افغانستان يادمان نرود!
از دوستم جمال كه اين چنين سنگ فلسطينيان انتحارى را به سينه مىزند پرسيدم كه آيا حاضر است در چنين شرايطى پسرش كوروش به چنين عملياتى دست بزند. البته پاسخش منفى بود! همو در زمان جنگ با عراق پسر بزرگش فريدون را برداشته بود و به آمريكا پناهنده شده بود.
گاهى رگ تركى من به جنبش در مىآيد و دست خودم هم نيست! من هم مانند تمام آزاديخواهان دنيا و به ويژه گروه هاى صلح طلب اسرائيل دلم مىخواهد معضل اسرائيل و فلسطين حل شود و ملت مظلوم فلسطين به حق و حقوقشان دست يابند. اما نه با آلت دست شدن توسط كشورهاى ديگر و گروه هاى تندرو و اكستريميست.
2:57 AM