چشمهايش! Sharbat Gula ( برويد به Google و اين نام را جست و جو كنيد!) اين تصوير را ببينيد! چشمهايش را ببينيد! نگاهش را ... هفده سال تمام اين چشمان سبز ميليون ها نفر را به آتش كشيده .... ماجراى اين دختر نوشتن دارد. داستانش را مىنويسم .... حالا فقط به اين چشم ها نگاه كنيد! به اين نگاه نگاه كنيد! نگاه كنيد! نگاه كنيد! .... آن روزها دخترى بود 13 ساله، يتيم، بى كس و كار، در يك اردوگاه آوارگان افغانى در پاكستان. صياد اين چشمهاى وحشى و رام نشدنى استيو مك كورى بود كه براى نشنال جئوگرافى عكس مىگرفت. اين تصوير روى جلد مجله چاپ شد و تيراژ مجله ناگهان بالا رفت. لوگوى تبليغاتى مجله شد ، پوستر شد، روى مدال سينه نقش بست، كارت پستال شد و به سرتاسر دنيا سفر كرد ..... ميلون ها نفر عاشقش شدند .... نماد افغانستان شد .... نماد زن افغانى شد .... گفته شد تا اين چشم ها هست افغانستان خواهد ماند. شكست ناپذير و مغرور. مانند كوه هايش ... نامش شربت گل ( يا به زبان پشتون شربت گله) است و حالا در يك روستاى دوردست افغانستان زندگى مىكند. چهار دختر زاييده كه يكى مرده .... در تمام اين هفده سال هرگز نفهميد كه ميلون ها نفر هواه خواه دارد. استيو مك كورى هفده سال تمام در جست وجوى اين چشمها بود .... تا اينكه سرانجام چند روز پيش پيدا شد صاحب اين نگاه ... پشتون است و در زبان پشتو گل مونث را گله مىگويند. گل است. 12:43 AM