Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist



خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
[an error occurred while processing this directive]  
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌نگار


Friday, April 12
بيچاره چاويز!


هوگو چاويز47 ساله، يكى از افسران دست چپى ونزوئلا بود كه در سال 1992 در پى كودتاى نافرجامى دستگير و زندانى شد. اما همو سه سال پيش با وزش اندك نسيم آزادى در آمريكاى لاتين به رياست جمهورى ونزوئلا انتخاب شد و شروع كرد به كارهاى انقلابى. اگر قذافى و كاسترو و مصدق را جمع كنيد و به سه تقسيم كنيد مىشود جناب هوگو چاويز! او به سبك قذافى و رژيم انقلابى اسلامى ايران كميته هاى مردمى تشكيل داد كه قاتق نان مردم شود اما بزودى قاتل جان شدند! هرچه بيشتر قدرت گرفتند بيشتر مردم آزارى كردند! تصاوير هوگو چاويز در هر كوى و برزنى بالا رفت و دادن شعارهاى ضدامپرياليستى اجبارى شد. او بارها به كوبا رفت و با فيدل عكس گرفت. به عراق و ايران هم رفت و با صدام و خاتمى عكس يادگارى گرفت و اندكى به امريكا فحش داد. اما برخلاف رفقايش آن قدر لوطىگرى داشت كه احزاب مخالف و روزنامه هاى دگرانديش را تعطيل نكند. آخر با راى مردم روى كار آمده بود. دموكراسى با تمام بدى هاش اين حسن را دارد كه نگذارد هركس هر كارى كه دلش خواست انجام دهد! كسى كه با راى سر كار بيايد بايد دست كم حرمت راى مردم را نگاه دارد كه الحق چاويز اين حرمت را نگاه داشت. رژيم هاى خيلى مردمى و رهبرانى كه سنگ مردم را زيادى به سينه مىزنند براى مبارزه با اختلاف طبقاتى سعى مىكنند كه رفاه طبقه مرفه و متوسط را از بين ببرند و آنان را به سطح طبقات پايين جامعه نزول دهند. خب اين هم نوعى عدالت است! اما طبقات مرفه جديدى كم كم شكل مىگيرد. در شوروى مرحوم "نومن كلاتورا" بود و در يوگوسلاوى ايضا مرحوم "طبقه جديد" و در ايران خودمان البته "آقا زادگان"! خلاصه به قول پيشنماز مسجد سراب خداوند كه هر پيج انگشت را يكسان و به يك اندازه نيافريده است!
اما در هر حال چون ونزوئلا هم مانند كشور ما نفت دارد و چهارمين صادر كننده نفت دنيا، گاهى پايش روى نفت ليز مىخورد. همچنانكه پاى ايران زمان مصدق هم ليز خورد! اين نفت لامسب آخر خيلى ليز است! بنابراين موقعى كه جناب سرهنگ چاويز قدرت را از ارتش و پليس گرفت و به كميته هاى انقلابى سپرد و راس هر وزارت خانه هم يك ماشاءالله قصاب گذاشت طبقه متوسط و نيروهاى نظامى شروع كردند به نق زدن. چند روز پيش چاويز رئيس شركت نفت را نيز عوض كرد. اين رئيس جديد گويا خيلى انقلابى بود و ناگهان كارگران و كارمندان شركت نفت شروع كردند به كم كارى و اعتصاب. دامنه اين اعتصابات گسترده شد تا دو سه روز پيش كه بزرگ ترين تضاهرات تاريخ ونزوئلا با شركت صد و پنجاه هزار تن به وقوع پيوست. طرفداران چاويز و با مخالفان به سبك 30 تيز با هم در گير شدند و 13 نفر كشته شد. چاويز دستور داد كه تلويزيون هاى غير دولتى به خاطر پخش خبر تظاهرات تعطيل شوند و اوضاع بيشتر قاراشميش شد تا اين كه چون 13 در هر حال عدد نحسى است و آمد نيامد دارد به جناب نيامد و ايشان مجبور شدند همين امروز (جمعه) استعفا دهند.
البته در تمام اين مدت سه سال نيروى قضايى ونزوئلا هم سخت درگير دستورات رهبرى بود و بار ها رئيس ديوان عالى كشور به مخالفت با رئيس جمهور به مخالفت برخاسته بود. حالا امروز در پى استعفاى هوگو چاويز ارتش و پليس اعلان بى طرفى كرده اند و نيروهاى هواخواه چاويز او را با سالوادور آيينده (آلنده) مقايسه مىكنند و ماجرا هنوز ادامه دارد ...
1:21 AM