از پست و بلند ترجمه! عنوان بالا كتابى است از مترجم خوب كشورمان كريم امامى پيرامون "ترجمه". در اين كتاب از پديده اى به نام ذبيح الله منصورى ياد مىشود كه كتاب نويسنده هاى نامدار دنيا را مىبريد و به قد و قامت و پهناى ذوق خوانندگان فارسى زبان مىدوخت و الحق كه در اين زمينه استاد بود. به اين نوع ترجمه ها "ترجمه و نگارش" مىگفتند. نقل است دكتر رحمت مصطفوى، كه تازه از فرنگستون بازگشته بود و مجله "روشنفكر" را سردبيرى مىكرد، از ذبيح الله منصورى مىخواهد كه مقاله اى را ترجمه كند. منصورى مىپرسد: ترجمه اش چند صفحه باشد؟ مصطفوى با حيرت مىپرسد: يعنى كه چند صفحه باشد؟ آنگاه منصورى توضيح مىدهد كه ممكن است اين مقالهء دوصفحه اى در دو سطر ترجمه شود يا كتابى باشد در دو هزار صفحه! رضا قاسمى در الواح شيشه ايش از ترجمه آثار ميلان كوندرا به فارسى نوشته بود و مثله شدن آن آثار. به سراغ يكى از ترجمه و نگارش هاى قديمى رفتم كه اتفاقا ديشب كه بىخوابى به سرم زده بود مىخواندمش. كتاب " افسانه هاى آسيايى" نوشته كنت دو گوبينو. پارگرافى از اين كتاب محض اطلاع خوانندگان مىآورم: " ... ابو المورخين هردوت حكايت مىكند كه در مصر باستان، يك وقت دسته اى نظاميان نظر به عدم رضايت از پادشاه وقت، دسته جمعى روى به ديار غربت گذاشتند و بدين طريق دار و ندار خود را ترك گفتند. فرعون مصر براى برگرداندن آنان مبلغينى اعزام داشت كه برايشان مىگفتند: چكار مىكنيد؟ كجا مىرويد؟ چرا از ميهن و خانواده خود دست برمىداريد؟ چگونه از اموال منقول و غير منقول خود صرف نظر مىكنيد؟ بدين طريق هستى و حيات، شادى و نشاط خود را از دست خواهيد داد. ... ولى افسران مزبور با كمال شجاعت به فرستادگان پادشاه چنين گفتند: سعديا حب وطن گرچه حديثى ست عزيز نتوان مرد به سختى كه من اينجا زادم درويش هر كجا كه فرود آيد سراى اوست! ما هرجا برويم مىتوانيم خانه بنا كنيم، زن بگيريم و بالنتيجه باز صاحب اولاد و زندگى خيلى مرفهى بشويم... بدين طريق رسولان فرعون هرگز به معاودت آنان موفق نگشتند." ( ترجمه و نگارش م. عباسى 1333 تهران) 1:34 AM