Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist



خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
[an error occurred while processing this directive]  
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌نگار


Wednesday, April 10
من و ژاك دريدا!
در اين سال هاى غربت كه "آدم اينجا تنهاست" من چند نام را بيش از همه ى نام ها مىخوانم: در صحنه ى سياست لنين و استالين ديرى ست مرده اند! گاهى با فيدل يك سيگار برگ مىكشم! گابريل گارسيا ماركز هنوز هست! گلشيرى چه زود پر زد و پرپر شد! با ادوارد سعيد گاهى يك پياله سخن مىنوشم! با اين همه "آدم اينجا تنهاست!"
***
اين روزها همه اش فيلم مىبينم. فيلم هايى معركه و بيداد! يك فيلم از ژاك دريدا هم هست. يعنى فيلم مستندى است كه دو نفر از شاگردانش ساخته اند و خودش قرار است ميهمان جشنواره بين المللى فيلم سانفرانسيسكو شود. امروز آن چنان عجله داشتم كه سه كتاب انگليسى اش را از آمازون دات كام سفارش دادم و يك كتاب ترجمه به فارسىاش را از كتابسرا در لوس آنجلس. به مسئولين جشنواره هم سفارش كردم كه مىخواهم با ژاك دريدا مصاحبه و گفت و گو كنم. اين آقا در ايران بسيار مشهور است ولى من خيلى خوب نمىشناسمش. مىدانم كه "شالوده شكنى" كرده و ساختار ويرانى!! آيا آبى هم در خوابگه مورچگان ريخته؟ به من كمك كنيد!
بين خودمان بماند! ژورناليست بودن يا آدم بودن در اين ديار خيلى ارزش دارد! شبح جان به در مىگويم كه ديوار بشنود! اگر در ديار يار بودم و در زادبوم، همه اش مىترسيدم كه نكند يك سعيد امامى ناگهان از لجن واجبى دربيايد و مرا لجن مال كند.

11:51 PM