Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist



خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
[an error occurred while processing this directive]  
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌نگار


Sunday, April 14
كليهء يك قربانى اسرائيلى در بدن يك زن فلسطينى!

گاهى در جهنم هم گل مىرويد. در نفرت عشق و در نا اميدى اميد جوانه مىزند. دكتر عزرا شهربانى، جراح اسرائيلى (ايرانى تبار) مىگويد: "از فاجعه هم مىتوان يك چيز خوب آفريد!"
زيو ويدور 49 ساله دو هفته پيش در عيد فصح در حمله، يك تروريست انتحارى به هتل ناتانيا مجروح مي شود و يك هفته بعد مىميرد. در اين حمله كه سرآغاز يك سلسله فجايع خونين در اسرائيل و سرزمين هاى اشغالى بود 28 نفر كشته شدند.
اعضاي خانواده زيو ويدور مىدانستند كه او هميشه آرزو داشت در صورت بروز چنين وقايعى اعضاى بدنش به يك شخص نيازمند اهدا شود. اما درست در لحضه اى كه او دار فانى را وداع مىگفت اين "شخص نيازمند" يك زن فلسطينى بود كه نياز مبرمى به يك كليه داشت. مقامات بيمارستان از پسر زيو ويدور اجازه مى خواهند كه كليه پدرش را به به اين زن فلسطينى پيوند زنند. پسر جوان مرد مقتول فورا مىپذيرد: "پدرم ما را طورى تربيت كرده بود كه به انسان به عنوان يك انسان نگاه كنيم نه به عنوان يك مسلمان يا يهودى و يا مسيحى."
زنى كه كليه را دريافت كرده عايشه ابو حصير نام دارد. اين بانوى 54 ساله فلسطينى كه با كليه مرد قربانى تروريسم زندگى تازه اى را آغاز كرده مىگويد:
"من براى تمام اعضاى اين خانواده دعاى خير مىكنم . خداوند يار و ياور اين خانواده باشد!"
خانواده ويدور هنوز عزادار هستند. چون نه تنها پدر خانواده در عمليات انتحاري كشته شده بلكه دختر 21 ساله اين خانواده نيز همراه نامزدش كشته شدند. يك خواهر ديگر نمرود هم به شدت زخمى شده است.
پس از اين ماجرا پيوند ميان اين دو خانواده محكم شده است. اينان به ديدن هم ديگر مىروند و براى صلح و آرامش دعا مىكنند.
نمرود مىگويد ما به خواسته پدر مرحوم مان عمل كرديم. اين درست همان چيزى بود كه او آرزو داشت.
7:47 PM