Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist



خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
[an error occurred while processing this directive]  
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌نگار


Wednesday, April 10
به سراغ من اگر مىآئيد!

به سراغ من اگر مىآئيد،
پشت هيچستاننم.
پشت هيچستان جائى ست.
پشت هيچستان رگ هاى هوا، پُر قاصدهائىست
كه خبر مىآرند، از گل واشده ى دورترين بوته ى خاك.
روى شن ها هم، نقش هاى سم اسبان سواران ظريفىست كه صبح
به سر تپه ى معراج شقايق رفتند.
پشت هيچستان، چتر خواهش باز است:
تا نسيم عطشى در بن برگى بدود،
زنگ باران به ندا مىآيد.
آدم اينجا تنهاست
و در اين تنهائى، سايهء نارونى تا ابديت جارى ست.

به سراغ من اگر مىآييد
نرم و آهسته بيائيد، مبادا كه ترك بردارد
چينى نازك تنهائى من.

دوستان اين شعر بسيار زيبا را سهراب سپهرى سروده است. از زبان من اما. از زبان من و از زبان تو! مىدانم او مىتوانست "واحه اى در لحظه" را خوب ببيند.
من اين روزها با كابوس به خواب مىروم و از رويا بيگانه شده ام. يعنى رويا به سراغ من نمىآيد!
آخر پشت هيچستانم!
...
.... و پشت هيچستان جايى نيست كه نيست! (اين را ديگر حافظ فرموده است!)
11:26 PM