سرانجام همانطور كه پيش بينى مىشد ماموريت كالين پاول با شكست روبرو شد و او دست از پا درازتر خاورميانه را ترك گفت. بيچاره پاول به هر جا كه رفت با ديگ جوشان خشم اعراب روبرو گرديد. حتى محافظه كارترين و "غربى" ترين رهبران كشورهاى عربى هم امروزه ژست هاى "دشمن شكن" مىگيرند تا از قافله "انقلاب فلسطين" عقب نمانند و باز هم به حساب فلسطين به مردم بيچاره شان فشار و زور بيشتر بياورند. شاه مراكش "ملك محمد دوم" به پاول نصيحت كرد كه بهتر است اول به اورشليم برود; همسر پاريس نشين عرفات خانم "سوها" از سنگرش در پاريس اعلام كرد كه اگر پسر داشت حاضر بود او را در راه آرمان فلسطين قربانى كند ... سفير عربستان سعودى هم در لندن، كه شعر مىگويد، در رثاى "آيت اخرس" چكامهء غرايى سرود كه در صفحه نخست روزنامه الحيات به چاپ رسيد. و الحيات البته با سرمايه يك شهروند سعودى منتشر مىشود. ... ملك عبدالله و ملك اسد سوريه (در اينجا ملك به معناى "رئيس جمهور موروثى مادام العمر" به كار رفته است!) و حريرى لبنان و غيره هم اين روزها همين طور يك ريز رجز مىخوانند. امروز هم اعلام گرديد كه اسرائيل به كميته حقيقت ياب اجازه نخواهد كرد كه به براى بررسى كشت و كشتارهاى جنين و كند و كاو پيرامون "قتل عام" به آن كشور برود. اسرائيل نه تنها در ميدان جنگ نابرابر خوب پيش تاخته بلكه به نظر مىرسد كه در ميدان سياست هم خوب بازى مىكند. آمريكا به طور آشكار و كشورهاى اروپايى بفهمى نفهمى از اسرائيل حمايت مىكنند. چرا كه اين كشورها در قيام اخير فلسطينيان رگه هايى از بنيادگرايى اسلامى مي بينند و تمام اين كشورها مخالف بنيادگرايى اسلامى هستند. تعارف هم ندارند! پشتيبانان آرمان فلسطين تا به مردم و شهروندان خود احترام انسانى قايل نشوند محال است بتوانند در صحنه جهانى اثرگذار باشند. بدون شك فلسطينان به سلاح مرگ آور و موثرى دست يافته اند كه همانا "جوانان انتحارى" باشد. فلسطينى ها اين انتحاريون را البته از مدل "عاشقان شهادت" ايران خودمان اقتباس كردند. (انگار سرانجام بخشى از انقلاب با موفقيت صادر شده است!روزى يك امير ارتش عراق در يك مصاحبه تلويزيونى از هجوم گستردهء اين جوانان در ميادين مين سخن مىگفت. مىگفت هرچه درو مىكرديم بازهم گروه ديگرى پيدايشان مىشد. مىگفت آن قدر مىكشتيم كه از خودمان متنفر مىشديم! ) راستى اين جوانان چگونه "ساخته" و "پرداخته" مي شدند؟ مسئول شان چه كسانى بودند؟ آيا روزى روزگارى كسى از اين "مسئولان" بازخواست خواهد كرد؟ يا فقط بايد به اميد روز محشر بود!! زمام داران اعراب و سردمداران ايران عمليات انتحارى اين جوانان را عمليات استشهادى (شهادت طلبانه) مي نامند. در صورتى كه اين عمليات هدايت شده و برنامه ريزى شده به قول تاماس فريدمن (نويسنده نيويورك تايمز) به "مراسم" قربانى كردن مذهبى شباهت دارد كه در بعضى از مذاهب هنوز هم مرسوم است. درس مهمى كه از اين اوضاع و احوال اسفبار مىتوان گرفت اين است كه قربانى كردن اين جوانان انتحارى بيشتر از هر ارتش عربى در اين پنجاه سال گذشته به "امنيت" مردم اسرائيل آسيب زده است. اينان خواب اسرائيليان را آشفته كرده و ضربات جدى به اقتصاد اسرائيل وارد ساخته اند. درس مهم ديگر هم اينكه اين عمليات بيشتر از هر عمليات باعث كشته شدن و و ويرانى شهرها و آبادى هاى فلسطينيان گرديده است. نيز با عمليات انتحارى نه تنها امنيت مردم اسرائيل سلب شده است بلكه در اروپا و آمريكا هم به مسلمانان به چشم "مخل امنيت" مىنگرند و مسلمانان سال هاى سال چوبش را خواهند خورد. ظهور دوباره راست در آلمان و فرانسه، محبوبيت خارجى ستيزان در اتريش و سوئد و دانمارك و اسپانيا و تقريبا تمام كشورهاى ديگر اروپايى تازه اول بازى ست! اما همهء اين ها فقط يك روى سكه است. روى ديگر سكه استفاده يا سوء استفاده هايى است كه دولت شارون از اين عمليات انتحارى مىكند. اين روزها تمام راست هاى آمريكا و اسرائيل و اروپا عمليات انتحارى فلسطينيان را پيراهن عثمان كرده و در زير بيرق مبارزه با تروريزم آب به آسياى دولت شارون مىريزند. مىدانم بسيارى از دوستان خواننده اين مقاله با من مخالف هستند ولى من به جرات مىنويسم كه اين عمليات انتحارى ( خودكشى و ديگر كشى)بيش از همه در خدمت دولت شارون قرار گرفته است. متاسفانه گاه شور نمىگذارد تا شعور رخ بنمايد! هر چه هست دولت شارون با دستاويز قرار دادن اين عمليات و كشتار بىگناهان اسرائيلى شمشير را از رو بست و با شقاوت تمام به سراغ مردم بيچاره فلسطين رفت. يك بار نوشتم و بار ديگر نيز مىنويسم كه هدف نهايى شارون بيرون راندن فلسطينيان از سرزمين آبا و اجدادى شان است و راندن آنان به اردن. فعلا هم مهم ترين متحد شارون همين تندروهاى فلسطينى اند و اين طنز بسيار تلخ تاريخ است! امروزه در شور و شر و جوش و خروش كشت و كشتارها، مسلمانان بدشان نمىآيد كه جوانان فلسطينى با فدا كردن خود چند تنى از اسرائيليان را نيز به هلاكت برسانند. اينان توجيه مىكنند كه انگار تمام راه ها بسته و اين راه تنها راه حل است كه امنيت اسرائيل را به خطر مىاندازد و شايد خوشباورانه مىانديشند كه با به خطر افتادن امنيت شهروندان اسرائيلى مردم آن سامان عليه حكومت خود برخاسته و كار را تمام مىكنند! اما اوضاع و احوال برخلاف اين تفكرات است. امروزه هفتاد درصد مردم اسرائيل پشت سر شارون ايستاده اند و او را حمايت مىكنند. اسرائيل مىخواهد به هر نحوى كه شده ريشه هاى تروريزم را از بيخ و بن بكند. حالا موفق مىشود يا نه امر ديگرى است. هرچه هست دولت شارون در اين امر خيلى مصمم است. در عين حال اسرائيل درس مهمى به اين آمران و رهبران فلسطينى موافق ترورهاى انتحارى داده است و آن اينكه دولت شارون با بىرحمى تمام در پى آمران و عاملان اين "عمليات" خواهد بود و آنان را حتى در پناه گاه ها و اماكن مقدس قلع و قمع خواهد كرد. يعنى همان قدر كه فلسطينيان خواب اسرائيليان را آشفته مىكنند شارون و دار و دسته اش نيز چنان خواهند كرد يا بيشتر و بسيار بيشتر. در كشت و كشتار مردم بىگناه، شارون امتحان خوبى پس داده و اگر پاى كشت و كشتار به ميان آيد او برنده خواهد بود! (قتل عام صبرا و شتيلا يادتان باشد!) كوتاه سخن اين كه شارون فعلا دارد با همين سلاح انتحارى به مصاف فلسطينيان رفته و متاسفانه موفق هم شده است. يكى از اين آمران يا طراح اصلى عمليان انتحارى مروان برغوثى بود كه اسرائيل چند روز پيش او را به دام انداخت. آقاى عطاءالله مهاجرانى وزير پيشين ارشاد اسلامى و رئيس فعلى "مركز گفت و گوى تمدن ها" در باره آقاى برغوثى (در مصاحبه اى با روزنامه بنيان، پيش دستگيرى برغوثى) چنين گفته است: "... ما چهره هايى ها در بين فلسطينى ها شاهد بوديم كه در سال هاى اخير مطرح شدند. مثل مروان برغوثى، كه تا چند سال پيش كسى نمىدانست برغوثى كيست. (اما) الآن او چهرهء درجه اول انقلابى جهانى فلسطين است كه اسرائيلىها هم در بدر دنبال او مىگردند و يكى از هدف هاى اصلى ارتش و نيروهاى امنيتى اسرائيل در فلسطين پيدا كردن برغوثى است كه زندگى مخفى انتخاب كرده و گهگاهى نير اعلام نظر مىكند." فلسطينيان و حاميانش بايد بدانند كه در كجاى جهان ايستاده اند. با كشتن خود و ديگران (غيرنظاميان بىگناه) نمىتوان هيچ بارى را به مقصد رساند و اگر هم بشود اين بار كج به منزل مىرسد. شايد آتش زدن پرچم اسرائيل و آمريكا و فرياد كردن چند شعار نخ نما اندكى آرامش بخش باشد ولى دردى را درمان نخواهد كرد.