Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist



خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
[an error occurred while processing this directive]  
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌نگار


Monday, April 8
چه حظي كردم از مطلب رضا قاسمى عزيزم. (براى خواندنش نشانى اش را در سمت راست كليك كنيد!) خب، از مطالب اخير من پيرامون فلسطين و اسرائيل و آنچه در آنجا مىگذرد خشمگين شده بود و خشم اش را با بيانى صادقانه و انسانى نوشته بود. يعنى مىشود با هم سر برخى از وقايع و مطالب مخالف بود و دوست هم بود و بحث هم كرد و يك ديگر را به گند نكشيد. بگمانم من و رضا و ديگر دوستان _ كه اندكى سن و سال مان از ديگر هملاگان بيشتر است _ بايد چنين باشيم! مطالبى كه اين روزها از وبلاگ نويسان جوان مىخوانم بيشترش در اين راستاست. شكايت از لحن ناپاك بعضى ها در شهرك وبلاگ.
***
گفتم كه من هم اين روزها حال و روزم خوش نيست. نه اينكه در قلب سانفرانسيسكو نشسته و همه اش غم و غصه ى فلسطين و غيره مىخوردم. نه. خب، البته غم و اندوه هست. يعنى چطورى بگويم گاهى ناگهان نازل مىشود! حالا هى برو حافظ بخوان و موسيقى گوش كن! مگر زايل مىشود؟
***
ديروز رفتم به سراغ بقال محله مان كه يك فلسطينى است. گفتم از تظاهرات مظاهرات خبرى دارى؟ انگار نه انگار! گفتم من اگر جاى شما بودم مىرفتم خودم را زنجير مىكردم به پل گلدن گيت، اعتصاب غذا مىكردم .... ديدم گوشش بدهكار نيست. در مغازه اش هم وان يكاد گذاشته است و هم عرق و شراب مىفروشد. يك نقشه فلسطين بزرگ نزديك دخلش گذاشته و تصوير يكى دو شهيد زنده و مرده را به آينه كوچك پشت سرش چسانده و يك مرسدس بنز خوب هم دارد. روى هم رفته روزگارش بد نيست! گرانفروش هم هست البته!
***
مطلب جالبى خواندم از نيوزويك در مور آيت اخراس ( دختر فلسطينى كه خود را همراه سه چهارنفر ديگر در سوپرماركتى منفجر كرد) و يك دختر اسرائيلى كه در همان لحظه اجل پايش را به همان سوپرماركت كشانده بود و خطوط موازى زندگى اين دو دختر كه به مرگ توامان شان منجر گرديد.
فعلا تصاويرشان را اينجا مىگذارم تا چند ساعت ديگر كه از خواب بيدار شدم داستانش را بنويسم:
4:17 AM