اگر ايران در جام جهانى بود! ديشب يا در حقيقت امروز صبح، صبح خيلى زود كه با هزار زحمت و با كمك ساعت شماطه دار در ساعت 4 بامداد بيدار شدم بازى جالب سنگال و فرانسه را تماشا كردم. كانالى مكزيكى نشان اش مىداد و من هم اسپانيولى بلد نيستم. هرچند اين زبان را بهتر از ژاپنى و كره اى مىفهمم! سنگال يك گل به قهرمان جام جهانى زد. حيرت آور بود... اگر ايران در جام بود و يك گل به تيم قدرى مانند فرانسه مىزد، چه ها كه اتفاق نمىافتاد! در ايران جشنواره به راه مىافتاد و دختر و پسر در خيابان ها مىرقصيدند و جام هاى شراب خانگى محتسب خورده بالا مىرفت و كشور غمناك ما جان مىگرفت و زنده مىشد و ترنم موسيقى و در كوچه و خيابان ها جارى مىشد .... شايد پاسداران هم در شادى مردم شركت مىكردند و روحانيون يواشكى بى عبا و عمامه به مردم مىپيوستند! باز از آنان مىشدند و يك لحظه ماشين هاى ضد گلوله و محافظان را از ياد مىبردند. گمان نمىكنم كسى در چنين شبى مقامى را ترور مىكرد! شايد عشق هم مانند لبخند شكفته مىشد و مهربانى باران مىشد و مىباريد .... **** مىگويند كه در بازى هاى حساس ايران و بحرين و قطر و عربستان سعودى، مخصوصا بچه هاى ما را با اعصاب درب و داغون به ميدان فرستاده بودند و شب هم حليم و بادمجان و شايد هم كافور به خوردشان داده بودند! اگر سعيد امامى زنده بود اين ها را باور مىكردم. اما گويا همپالكى هايش زنده اند و ادامه مىدهند راهش را ..... بدن آش و لاش شده، وحيد صادقى را كه ديديد! شايد يك روز على دايى لب به سخن بگشايد .... شايد يك روز زخم حقارت هامان سر باز كنند و به حقارت هامان بگرييم! آن چند باخت ما فقط باخت نبود. تحقير بود. تحقير يك ملت! در كشورى كه شادى و رنگ و پايكوبى قدغن است و مردم به صورت يك مشت بله فرمان گوى چاپلوس و معتاد و عملى و بيكار و بيعار در بيايند البته بايد در انظار چنين تحقيرهايى بود! 7:33 PM