شعرى قديمى! ديشب نوشتم كه در ايام ماضى گاه گاهى شعر مىنوشتم. امشب در مجله كاوه شعرى ديدم كه مرا پرتاب كرد به آن ايام دور و دراز .......................
وضعيت ها وضعيت قرمز وضعيت سفيد _ رعايت خاموشى _ رعايت مطلق خاموشى تاريكى _ ظلمات شب قيرگون شولاى شياهش را روى شهر پهن كرده كوچه تاريك اند خيابان ها خلوت ديگر نه ميخانه اى نه خمخانه اى ديرگاهىست كه ميخانه ها را تاراج كرده اند تار ها را شكسته اند عاشقان را به شلاق بسته اند و بر حنجره ى آوازخوانان، خنجر نشانده اند. * وضعيت قرمز: آژير _ خطر هوايى وضعيت سفيد: رفع خطر اما ... رعايت مطلق خاموشى! * در خانه ها اما پشت پرده هاى ضخيم پنجره ها زندگى جاريست .... ترنم نرم نى با شمع و شراب و شعر با تار و دوتار و سه تار با دوگاه و سه گاه و چهارگاه با شور و دشتى و بيات شيراز * ما نفس هامان گرماست نجواهامان آواز حرف هامان شعر شعرهامان زندگى وضعيت مان انسانى.