كارتر، كاسترو و كوبا .... من هميشه جيمى كارتر را تحسين كرده ام. دست كم در زمان من او نخستين رئيس جمهورى آمريكا بود كه از حقوق بشر سخن گفت. صميمى هم بود. مىخواست دنيا از از شر ديكتاتورهاى شرقى و غربى لاتينى پاك شود. ساموزا ديكتاتور نيكاراگوئه در زمان او سرنگون شد. تَرَك هاى اوليه در نظام هاى ديكتاتورى اروپاى شرقى و اقمار شوروى هم از همان زمان آغاز شد. شاه ايران هم تحت فشار كارتر تن به سياست فضاى باز داد. كارتر برخاسته از حوادث واترگيت و جنگ ويتنام و يك مشت سياست مداران فريبكار و دست راستى بود. بر آمده از مزارع بادام زمينى جورجيا. دل رحم بود و خدايش قاسم الجبارين و غيره نبود. اما بدشانسى اش اين بود كه گرفتار انقلاب ايران شد. خلخالى و هادى غفارى و ماشاءالله قصاب و غيره شدند همه كاره و هر روز مترسك كارتر را به آتش كشيدند. رهبر انقلاب و اعضاى شوراى انقلاب و دانشجويان خط امام هم همگى دست در دست هم داده و با بازى گروگان ها و غيره ريگان را به جاى كارتر نشاندند. آمريكاييان گفتند كه اين نخستين بارى است در تاريخ آمريكا كه رئيس جمهور يك كشور مقتدر را يك كشور كوچك مانند ايران انتخاب مىكند! كارتر پس از آنكه از رياست جمهورى كنار رفت باز هم به يارى انسان هاى تحت ستم و بىخانمان شتافت. كوشش كرد كه در آفريقا و آسيا و آمريكاى لاتين انتخابات آزاد برگذار گردد. دفترش در آتلانتا پىگير موارد نقض حقوق بشر در گوشه و كنار دنيا است و .... و حالا به كوبا رفته تا از نزديك با " نظام آموزشى و بهداشتى" آن كشور آشنا شود. كاسترو هم در ميزبانى از كارتر سنگ تمام گذاشت و اجازه داد كه كارتر و همراهانش از هر كجاى كوبا و با هركسى كه دلشان خواست ديدن كنند. كارتر قرار است امروز (سه شنبه) به وقت شامگاه آمريكا در دانشگاه هاوانا يك سخنرانى مهم بكند و با دانشجوها باشد. كاسترو چند روز پيش اغلب زندانيان سياسى را آزاد كرد كه بسيارى از آنان در هتل محل اقامت كارتر _ كه روزگارى مسكن ارنست همينگوى بود_ با كارتر قهوه و آبجو نوشيدند.