غريب آشنا! اين روزها همه اش بدشانسى مىآورم. همين نيم ساعت يا يك ساعت پيش مطلبى نوشتم پيرامون گوگوش، اين غريب آشنا و بازنويسى سفرنامه اى كه سال ها پيش نوشته بودم. سفرى به حمامه در تونس و ديدارى از خانه ى شاشا ..... شاشا نقاش است و نمايشگاهى هم از آثارش در تهران داير بوده بوده است. در ايام باستان البته!! از شاشا نوشته بودم و از سوفيالورن و بهروز وثوقى و غيره..... به گمانم مطلب با حالى شده بود كه افسوس باز ناپديد شد! نمى دانم اين كامپيوتر من اين روزها چه مرگشه! در هر حال شايد هم شما شانس آورديد كه نوشته ارتكابى مرا نخوانديد! (اما مگر مى شود از سوفيالورن نوشت و خواننده نخواهد كه بخواند؟) تازه من از يك فيلم كوتاه خصوصى هم نوشته بودم كه اتفاقا امروز دوستى برايم نمايش داد. فيلمى از خانه شاشا با ميهمانان بلند آوازه اش سوفيا لورن و گوگوش و بهروز وثوقى. خانه اُى كه اتفاقا من هم پس از چند سال گذارم بدانجا افتاد و سيرى كردم در تصويرهاى مشاهير دنياى سينما و مد و هنر. از گى لاروش گرفته تا آلن دلون .... روزى كه من در خانه شاشا مهمان بودم، خانه سرشار از موسيقى گوگوش بود. از موسيقى اين غريب آشنا! 3:28 AM