Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist



خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
[an error occurred while processing this directive]  
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌نگار


Sunday, June 2
نوشته اى از بامداد
يك بار از بامداد نوشتم كه خوب مىنويسد. امروز قطعه اى از او خواندم كه انگار خودم نوشته بودم! فثط بايد توضيح بدهم كه پلىبوى تصوير دختران برهنه را چاپ مىكند نه مردان برهنه را. همان كمپانى پلىبوى مجلهء ديگرى دارد به نام پلىگرل Play Girl كه تصاوير برهنه از مردان چاپ مىكند و البته از "معاملات بزرگ" و "خوش تراش" هم غافل نيست. مثلا اين مجله مخصوص بانوان محترم است، اما برخى از حضرات هم بدشان نمىآيد يواشكى نگاهى بهش بيندازند. ياد زن روز افتادم كه شعار جالبى داشت: "زن روز مجله اى كه مردها يواشكى مى خوانند!" نيز يك ماجراى ديگر:
راويان اخبار و طوطيان شكر شكن چنين حكايت مىكنند كه روزى آفتابى اعليحضرت قدر قدرت، رضا شاه كبير در باغ همايونى، ايستاده، مشغول ادار بودند كه ناگهان چشم شان به يك شيئ درخشان مىافتد كه زير اشعه آفتاب برق مىزد. از باغبان پيرى كه در آن حوالى مشغول كار مىپرسند كه: اين چيست؟ باغبان هم كه زاويه ديدش با رضا شاه متفاوت بود چيزى نمىبيند. پاسخ مىدهند قربان چيزى نيست! رضا شاه باز با تحكم پرسش را تكرار مىكند. باغبان بيچاره هرچه نگاه مىكند "چيز" خاصى نمى بيند و سرانجام پاسخ مىدهد: قربان معامله همايونى ست!" آن عاليجاه جمجاه خورشيد نشان هم عصبانى شده و دستور مىدهد كه باغبان نگون بخت را به جرم جسارت به ساحت معامله همايونى شلاق بزنند... اما گويا با عوض شدن زاويه ديد همايونى آن شيئ مخصوص ناپديد مىشود و رحم و شفقت اعليحضرت پديدار شده و پيرمرد را مىبخشد!
حالا مطلب بامداد را با هم بخوانيمش:
همشهری پلی بوی می شود!!!:
ديروز همشهری عکس فوتباليستی پا به توپ راچاپ کرده بودغافل ازآن که بادبی حيا شورت طرف رابيش ازاندازه بالابرده وآن چه نبايد نمايان بشود نمايان شده است(کامل کامل وسه گانه!!!).هفت هشت سال پيش هم همشهری عکس کلارنس سيدورف رادرهمين حالت چاپ کرده بود اما چون سيدروف سياه پوست است آلت مربوطه درپس زمينه ی سياه ران عضلانی چندان جلوه ای نداشت وتنها اهل بصيرت می توانستند آن راببينند!!!آن شماره ی روزنامه ی همشهری نيز مثل زرناب به فروش رفت ومانند شماره ی ديروز ناياب شد!!(راستی همين روزنامه يک بارتيترزده بود"تاجران ايرانی درکشورهای عربی دست به معامله های بزرگی زده اند!!!)
آدم اين داستان ها را که می شنود ازآسيب پذيری مضحک ورقت بارنظام حاکم برميهن آريايی اسلامی خنده اش می گيرد.برای مثال همين بانوان گرامی درميهن آريايی اسلامی رادرنظر بگيريد که چه سلاح خطرناکی دارندوآن هم گيسوان نازنين شان است.فقط کافی است ده نفرشان روسری ازسربردارند ودريکی ازخيابان های ميهن آريايی اسلامی راه بروند.لازم نيست شعاربدهند مرگ برچغندر يا درودبراسفناج!!!همين که صاف وساده راه بروند چنان ضربه ی سهمگينی برساختارقدرت وارد می آيد که بيا وببين.حالا بگذريم که اصولا عمل جنسی آزاد درميهن آريايی اسلام کنشی سياسی وبراندازانه(با پوزش ازملی مذهبی های عزيز!!!)است.راستی خداراشکرکه روزنامه های وطنی مجازنيستند عکس فوتبال بانوان راچاپ کنندوگرنه برادران گرامی کرورکرورغسل واجب می شدند ودوباره آب جيره بندی می شد!!!
3:27 PM