نوشته اى از بامداد يك بار از بامداد نوشتم كه خوب مىنويسد. امروز قطعه اى از او خواندم كه انگار خودم نوشته بودم! فثط بايد توضيح بدهم كه پلىبوى تصوير دختران برهنه را چاپ مىكند نه مردان برهنه را. همان كمپانى پلىبوى مجلهء ديگرى دارد به نام پلىگرل Play Girl كه تصاوير برهنه از مردان چاپ مىكند و البته از "معاملات بزرگ" و "خوش تراش" هم غافل نيست. مثلا اين مجله مخصوص بانوان محترم است، اما برخى از حضرات هم بدشان نمىآيد يواشكى نگاهى بهش بيندازند. ياد زن روز افتادم كه شعار جالبى داشت: "زن روز مجله اى كه مردها يواشكى مى خوانند!" نيز يك ماجراى ديگر: راويان اخبار و طوطيان شكر شكن چنين حكايت مىكنند كه روزى آفتابى اعليحضرت قدر قدرت، رضا شاه كبير در باغ همايونى، ايستاده، مشغول ادار بودند كه ناگهان چشم شان به يك شيئ درخشان مىافتد كه زير اشعه آفتاب برق مىزد. از باغبان پيرى كه در آن حوالى مشغول كار مىپرسند كه: اين چيست؟ باغبان هم كه زاويه ديدش با رضا شاه متفاوت بود چيزى نمىبيند. پاسخ مىدهند قربان چيزى نيست! رضا شاه باز با تحكم پرسش را تكرار مىكند. باغبان بيچاره هرچه نگاه مىكند "چيز" خاصى نمى بيند و سرانجام پاسخ مىدهد: قربان معامله همايونى ست!" آن عاليجاه جمجاه خورشيد نشان هم عصبانى شده و دستور مىدهد كه باغبان نگون بخت را به جرم جسارت به ساحت معامله همايونى شلاق بزنند... اما گويا با عوض شدن زاويه ديد همايونى آن شيئ مخصوص ناپديد مىشود و رحم و شفقت اعليحضرت پديدار شده و پيرمرد را مىبخشد! حالا مطلب بامداد را با هم بخوانيمش: همشهری پلی بوی می شود!!!: ديروز همشهری عکس فوتباليستی پا به توپ راچاپ کرده بودغافل ازآن که بادبی حيا شورت طرف رابيش ازاندازه بالابرده وآن چه نبايد نمايان بشود نمايان شده است(کامل کامل وسه گانه!!!).هفت هشت سال پيش هم همشهری عکس کلارنس سيدورف رادرهمين حالت چاپ کرده بود اما چون سيدروف سياه پوست است آلت مربوطه درپس زمينه ی سياه ران عضلانی چندان جلوه ای نداشت وتنها اهل بصيرت می توانستند آن راببينند!!!آن شماره ی روزنامه ی همشهری نيز مثل زرناب به فروش رفت ومانند شماره ی ديروز ناياب شد!!(راستی همين روزنامه يک بارتيترزده بود"تاجران ايرانی درکشورهای عربی دست به معامله های بزرگی زده اند!!!) آدم اين داستان ها را که می شنود ازآسيب پذيری مضحک ورقت بارنظام حاکم برميهن آريايی اسلامی خنده اش می گيرد.برای مثال همين بانوان گرامی درميهن آريايی اسلامی رادرنظر بگيريد که چه سلاح خطرناکی دارندوآن هم گيسوان نازنين شان است.فقط کافی است ده نفرشان روسری ازسربردارند ودريکی ازخيابان های ميهن آريايی اسلامی راه بروند.لازم نيست شعاربدهند مرگ برچغندر يا درودبراسفناج!!!همين که صاف وساده راه بروند چنان ضربه ی سهمگينی برساختارقدرت وارد می آيد که بيا وببين.حالا بگذريم که اصولا عمل جنسی آزاد درميهن آريايی اسلام کنشی سياسی وبراندازانه(با پوزش ازملی مذهبی های عزيز!!!)است.راستی خداراشکرکه روزنامه های وطنی مجازنيستند عکس فوتبال بانوان راچاپ کنندوگرنه برادران گرامی کرورکرورغسل واجب می شدند ودوباره آب جيره بندی می شد!!! 3:27 PM