بيچاره ايران! بازى اكوادور و مكزيك تمام شد و مكزيك دو بر يك اكوادور را برد. اكوادور ده دقيقه اول و ده دقيقه آخر را بسيار خوب بازى كرد اما تمام بازى فوتبال فقط نود دقيقه است! ديگر فرصتى باقى نمىماند. نيم ساعت ديگر هم بازى تركيه و كوستاريكا شروع خواهد شد. تركيه الحق در بازى با برزيل گل كاشت! هم تكنيكى بازى كرد و هم غيرتى. خطاى پنالتى هم كه منجر به باختش شد، به عقيده بسيارى ناجوانمردانه بود. تمام اين بازى ها يك غايب بزرگ دارد و آن هم ايران بيچاره ى ماست! ايران نه تنها در صحنه ى فوتبال بازنده بزرگى است، بلكه در صحنه ى سياست جهانى هم مرتب مىبازد! آخرين باختش البته در درياى خزر بود كه به آذربايجان و روسيه باخت. آن هم چه باختنى! روسيه كه دوستى اش دوستى خاله خرسه است و نمىدانم چرا اين چنين قاب "آقايان" را دزديده، در دقايق آخر بازى سياسى ايران را با ناجوانمردى حذف كرد! همين روسيه كه پيشينه اش در ايران بيچاره ى ما سرشار نابكارى و نامردى است، به خاطر ايران امتيازهاى بسيار مهمى از كشورهاى غربى و به ويژه آمريكا دريافت كرد. امتيازهايى كه به راحتى مىتوانست نصيب ايران بشود. با يك نشست متمدنانه و حذف شعار "مرگ بر آمريكا" از مراسم سياسى _عبادى. اما يك نفر در ايران كه مافوق هفتاد ميليون نفر است، ناگهان اعلام كرد كه حتى صحبت كردن در مورد رابطه با آمريكا "خيانت" و "حماقت" و "بلاهت" است و يك نفر ديگر كه مثلا رئيس جمهور است و با راى قاطع مردم انتخاب شده و مثلا واضع نظريه "گفت و گوى تمدن ها" است و بارها اعلام كرده كه ايران مىخواهد با همه ى كشورهاى جهان به جز اسرائيل رابطه برقرار كند و مثلا يونسكو و سازمان ملل متحد هم اين نطريه را بل گرفتند و راهگشاى مشكلات جهانى خواندند و .... چند مثلا ديگر ..... با كرنشى چاكرانه و چرخشى حيرت آور از عقايد و آرايش، در يك آن زد زير تمام آن حرف هاى قشنگ دنيا پسندش. آقاى خاتمى با اين پشتوانه ى بزرگ مردمى بايد قاعدتا مى بايست توانايى بسياري از چيزها و را داشته باشد ولى نمىدانم آقاى رئيس جمهور مىداند كه مىتواند و نمىخواهد يا نمىداند كه مىتواند و نمىخواهد! شايد هم همان طور كه برخى عقيده دارند، حكم ازلى اين است: اين شاهد بازارى، آن پرده نشين باشد!