Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist



خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
[an error occurred while processing this directive]  
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌نگار


Friday, June 28
خواب در چشم ترم مىشكند ....
اين مطالبى كه پيرامون فحشا و مفاسد اجتماعى ايران نوشتم بدجورى كار دستم داده است. خوانندگان بسيارى تجربيات خود را با من در ميان گذاشتند. از فحشا و اعتياد گسترده برايم نوتشند، از ظلم و ستمى كه بر ملت مىرود و تحقير و توهينى كه ملت دچارش است. از خاك سفيد برايم نوشتند و آوار كردن يك شبه ى آن شهرك لعنت زده كه انواع و اقسام مواد مخدر را پخش مىكرد. راستى با خراب شدن خاك سفيد آيا اعتياد كاهش يافت؟
از مادرى نوشتند كه خود دخترش را براى خودفروشى آماده مىكرد يا شوهرى كه همسرش را در اختيار مردان ديگر قرار مىدهد.... حرف و حديث فراوان است!
در اين ميان دانشجوى رنجديده اى از تبريز رنجنامه اش را برايم نوشت و از روزهاى زندانش ...
نيز با نوشته هاى محمد جواد طواف آشنا شدم كه خوب مىنويسد و از رنج هايى نوشته كه در يك دهكده مرزى ايران و پاكستان شاهدش بوده.
خلاصه همه ى اين ها باعث شد كنسرتى كه امشب از ريمسكى كورساكف ديدم حرامم بشود!
يك بسيجى هم برايم چند خطى نوشت. من در سفرهايم به ايران با چند بسيجى خوب و انسان آشنا شدم كه شرح شان را در سفرنامه ام آورده ام. اما بسيچى هايى نيز ديده ام كه با خشونت تمام به زنان بىدفاع و جوانان دانشجو حمله مىكردند و .... آدم هايى اجير شده و حقير با رگ هاى ورم كرده گردن كه آشكارا آلت دست بودند. اين بسيجى حتما بايد درد وطن داشته باشد كه درد دل مىكند.
در ساعت سه و نيم نيمه شب سانفرانسيسكو كه مه روى شهر را پوشانده و هوا خنك است و من تازه با مادرم در ايران صحبت كرده ام، فقط مىتوان دوست داشت و از دوستى ها گفت!
شب خوش!
3:33 AM