تب تند و داغ فوتبال و ديگر قضايا ... به پايان مىرسد دفتر حكايت همچنان باقىست! پسرك چينى مبتلا به تب رونالدو!
امروز صبح مسابقات نهايى جام جهانى 2002 با پيروزى برزيل به پايان رسيد. اما حكايت فوتبال همچنان باقيست! چهار سال ديگر بايد بگذرد تا تيم ها سبك سنگين شوند و دوباره دفتر ديگرى ورق بخورد ... در اين جام جهانى كه به نوعى جام جهان نماى حافظ را تداعى مىكند، جز برزيل، ملت هاى ديگرى برنده شدند. تركيه خوش درخشيد. بسيار خوش درخشيد. تيم تركيه نماينده تمام تركانى بود كه سال هاى سال در گوشه و كنار دنيا مورد تحقير و توهين قرار گرفته بودند. در آلمان، بلژيك، فرانسه، سوئد، دانمارك و حتى در ايران خودمان .... برادرم نوشته بود كه در سراب و اردبيل و تبريز و اروميه و مراغه و خوى و ديگر شهرهاى آذربايجان، مردم براى پيروزى تيم تركيه دعا مىكردند و پس از پيروزى شيرينى پخش مىكردند. حتى گاهى به سلامتى بازيكنان جرعه اى هم بالا مىانداختند! در باكو و عشق آباد و تاشكند و آلماتى و بيشكك و داغستان و تاتارستان و باشقيرستان و .... هم همين طور. شايد در كاشغر و تركستان چين هم همين طور! .... تيم محبوب ديگر براى ايرانيان، تيم آمريكا بود كه مردم ايران عاشقانه دوست شان داشتند و تمام بازيكنان اش را به نام مىشناسند. دانووان قهرمان محبوب ايرانيان است! شايع شده كه اين تيم خوب و محجوب آمريكا در جام جهانى چهار سال پيش، مخصوصا به ايران باخت كه مردم ايران فريادهاى اعتراضىشان را نسبت به حاكمان بنيادگرا بلند كرده و در كوچه و خيابان ها رقص و پايكوبى كنند! بچه هاى تيم آمريكا البته عالى بازى كردند و برخلاف بازيكنان كشورهاى اروپايى و آمريكاى لاتينى، اينان، جز دو سه تن، اغلب از بر و بچه هاى معمولى كوچه و خيابان هاى آمريكا بودند كه بدون اينكه ستاره يا ابر ستاره شوند و قيمت هاى چند ميليون دلارى داشته باشند با عرق جبين و تلاش هاى شبانه روزى به جام رسيدند و خوش درخشيدند. در ايالات متحده آمريكا فوتبال _ كه به آن ساكر مىگويند _ هيچ محلى از اعراب ندارد و حتى روزنامه ها مهم نيز اغلب، اخبار ساكر را ناديده گرفته يا در صفحاف مهجور چاپ مىكنند. امسال ضعف داورى وحشتناك بود. برخى از تيم ها قربانى ضعف داورى شدند. از جمله ايتاليا. در ايام ماضى مردم ما دم مىگرفتند: "داور پپسى گرفته، پول تاكسى گرفته!" جمهورى كره هم خوش درخشيد. كره حضور خود را به عنوان يك "ملت" به ثبت رسانيد. من در همان ايام نوشتم كه: "كره بيست و چند سال پيش به ايران ما فاحشه و كارگر صادر مىكرد. زمامدارانش آرزو داشتند كه كشورشان زمانى مانند ايران بشود. ايران مىخواست ژاپن ثانى بشود! حالا كرده دارد ژاپن ثانى مىشود و مردم تيره روز ايران آرزو دارند افغانستان ثانى بشوند!!!" در جام جهانى اتفاق هاى بامزه زياد رخ مىدهد. يكى از بزرگان جمهورى گل و بلبل جمهورى اسلامى در تلويزيون دولتى چنين فرمايش كرده بود: "دشمن خيال مىكرد كه با فوتبال و جام جهانى آن مىتواند ذهن جوانان ما را از مسئله "عروج ملكوتى امام خمينى" و مسئله مهم فلسطين و انتفاضه منحرف كند، ولى ديديد كه مردم چقدر از سالگرد عروج امام حمايت كردند و چقدر در "مرقد مطهر" امام جمعيت بود و به عزادارى مشغول بودند و .... " هئچ دخلى وار؟