نيويورك، نيورك! من پس فردا صبح عازم نيويورك خواهم بود. اين شهر شهرها يا به قول صدام مادر شهرها! اين صدام حسين جنگ آمريكا و عراق را مادر جنگ ها خواند. فكر مىكرد تا آمريكا حمله كرد تمام كشورهاى عربى و نيز ايران اسلامى پشت و پناه عراق خواهند بود و مانند جنگ ويتنام آمريكا را به زانو در خواهند آورد! خوب شتر عربى گاهى در خواب مىبيند پنبه دانه! تازه امام جمعه شهر ايكس و نماينده رهبرى شهر ايگرگ و نيز برادر مسعود رجوى هم اتفاقا در همان شب ها خواب پنبه دانه مىديدند! اسامه بن لادن هم در خواب پنبه دانه مىديد. به گمانش با كشتار چند هزار زن و مرد و يران كردن دو برج مىتواند نظامى را سرنگون كند كه ريشه در اعماق دارد. بدبختى رهبران جهان سوم اين است كه فقط خواب مىبينند و خواب تعبير مىكنند. همين مصلحت گر تو دل برو نظام هم در نماز جمعه دو روز پيش از فروپاشيدن و شكست آمريكا سخن گفت. حتى نكرد كه از اخوى نازنينش بپرسد كه سال ها در همين آمريكا گشت و گذار كرده و درس خوانده ..... حالا بگذريم .... من دو روز ديگر عازم نيويورك خواهم شد و عشق خواهم كرد در شهرى كه سر به آسمان مىسايد و مركز هنر و موسيقى است. افسوس كه دير مىرسم و تعزيه هاى ايرانى را نخواهم ديد. اين روزها همه اش نقد تعزيه مىخوانم كه در لينكلن سنتر نيويورك اجرا مىشود. اولين بارى كه به نيويورك رفتم كشف كردم كه انسان بدون نيويورك چيزى كم مىآورد! بلند پروازى انسان در نيويورك مشاهده مىشود. نيويورك شهر زندگى است شهر شهرهاست شهر عشق است و من به اميد عاشق شدن به نيويورك مىروم! دعا كنيد! 1:01 AM