Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist



خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
[an error occurred while processing this directive]  
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌نگار


Thursday, August 8
چرا پاى اعلاميه رابطه ايران و آمريكا امضاء گذاشتم؟
اين روز ها گويا راديو و تلويزيون هاى لوس آنجلس پيرامون اعلاميه اى كه توسط برخى از روشنفكران ايرانى خارج از كشور صادر شده، غوغا به راه انداخته اند كه ما چند ده تن امضاء كننده اعلاميه كذايى از سقوط حتمى و قريب الوقوع رژيم اسلامى ايران جلوگيرى كرده ايم! امشب مادر سالمند يكى از دوستان خوبم با صداى لرزان و در عين حال خشمگين مرا مورد عتاب و سرزنش قرار داد كه: تو چرا؟ از تو بعيد است! دوست خوب ديگرى نيز پيامى به شرح زير برايم ارسال كرد:
نگاهي گرامي،
به عنوان هموطني كه نوشته هاي شما را ميخوانم بخود حق ميدهم تا اگر پرسشي هم دراين باره داشتم ، مطرح كنم.
چند روزي است نام شما را در پاي اعلاميه اي ميخوانم كه مشتاق و علاقمند به ايجاد رابطه ميان دولتين ايران و آمريكاست!.
همين طور ، امروز، در تلويزيون پارس، شاهد انتقادات تند و تيزي از ناحيه گوينده، نسبت به امضاء كنندگان اين اعلاميه بودم.
اكنون براي من كه نديده و نشناخته، تنها با مرور مطالب تان، برايتان احترام قائل هستم- اين پرسش پيش آمده است
كه: علاقمندي شما به ايجاد(اين رابطه) با در نظر گرفتن تمام زواياي منفي هر دو حكومت،چه تاثير مثبتي براي ايرانيان دارد
و چقدر سبب تجديد نظر حاكمان نسبت به رفتارشان ميشود؟.
ـــــــــــــــــــــ
اگر خواستيد ، پرسش من و پاسخ خودتان را در سايت ، مطرح كنيد. فكر مي كنم براي بسياري از هموطنان علاقمند، جالب باشد.

.......
من چون متاسفانه قادر نيستم تلويزيون پارس را ببينم، نمىتوانم به اين رسانه يا رسانه هاى ديگر لوس آنجلس پاسخ بگويم. شايد بهتر مىبود كه اين رسانه ها با برخى از اين امضا كنندگاه گفت و گو مىكردند تا دست كم كسانى مانند مادر عزيز دوست اين چنين عتاب آميز سخن نمىگفتند.
بنابراين فقط به احترام خوانندگان محترم مطالب من و ديگر عزيزان چند نكته را توضيح مىدهم. هرچند عقيده دارم كه من به عنوان يك شهروند حق دارم كه پيرامون هر موضوعى اظهار نظر كنم بدون اينكه نيازى به توضيح و توجيه و تفسير داشته باشم!
_ در ايران فقط رهبر و باند رسالت و كيهان و ارتجاعى ترين جناح حكومتى مخالف گفت و گو و ايجاد رابطه با آمريكا هستند. اكثريت مردم ايران، چه آنان كه طرفدار اصلاحات اند و چه آنان كه طرفدار تغييرات اساسي و بنيادين اند، موافق رابطه با آمريكا هستند. آمارى كه اخيرا در مطبوعات ايران منتشر شد هواخواهان ايجاد رابطه را حدود 85 در صد ذكر كرده است. به نظر مىرسد كه رسانه هاى لوس آنجلسى با ارتجاعى ترين باندهاى حكومتى همصدا شده اند!
_ در صحنه جهانى، حكومت اسلامى ايران در حال حاضر از آن همه شعارهاى رنگارنگ فقط شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل را حفظ كرده است. چون اين نظام نه توانسته عدالت اجتماعى برقرار كند و نه آزادى و دموكراسي به ارمغان آورد. فساد و ارتشاء و فحشا و نا هنجارى هاى اجتماعى بيداد مىكند. اين نظام فقط با شعار مرگ بر آمريكاست كه مى تواند در برابر "مستضعفان" و چپ گرايانى از قبيل فيدل كاسترو و چهره هايى چون صدام حسين و بن لادن و ملاعمر و ... اندكى "پز" ضد آمريكايى بدهد و براى خود مشروعيت كسب كند. واضح و مبرهن است اين پز خالى از جيب خالى مردم ايران هزينه مىشود. آقاى خامنه اى رهبر ايران شايد به درستى (از نقطه نظر منافع خود و هواخواهانش) اعلام كرده كه هركس حتى حرف گفت و گو با آمريكا بزند خيانت كار است و قابل تعقيب قضايى! چون اگر اين سلاح ضديت با آمريكا هم از دست حكام اسلامى ايران گرفته شود ديگر چيزى براى پز دادن باقى نمىماند و شهادت طلبان انتحارى فلسطين و حزب الله تصاوير حضرات را پاره پوره مىكنند. تصور بكنيد اگر فردا ايران اسلامى با اسرائيل رابطه برقرار كند، آيا اين رابطه براى ايران پيروزى به حساب مىآيد يا براى اسرائيل؟ رابطه با آمريكا هم شكست بزرگى براى ارتجاع و جناح تماميت خواه است.
رابطه يا عدم رابطه هيچ تاثيرى در فروپاشى نظام ها ندارد. ما در اين عصر شاهد بوديم كه بهترين دوستان آمريكا در اوج دوستى با آمريكا نظام سياسى شان از هم پاشيد يا تغيير كرد. ايران سلطنتى، نيكاراگوئه، فليپين، شيلى، اروگوئه، آراژانيتن، برزيل و خيل كشورهاى ديگر كه به نوعى زيز چكمه استبداد بودند، همه و همه در هنگام فروپاشى و تغييرات اساسى با آمريكا رابطه صميمانه داشتند. بنابراين اگر ملت ايران عزم جزم كرده كه تغييرات بنيادين انجام دهد رابطه يا عدم رابطه تاثير چندانى بر اين روند نخواهد داشت. شايد هم تغييرات را شتاب بخشد. گفته مىشود اگر شاه سفير آمريكا و انگليس را از ايران اخراج كرده بود شايد با آن سرعت سقوط نمىكرد!
_ ملت ايران بويژه نسل جوان با اينكه در هر فرصتى نارضايتى و انزجار خود را از اوضاع و احوال موجود نشان داده ولى برخلاف نسل پيشين نمىخواهد به هرقيمتى كه شده انقلاب كند. آن هم انقلابى خونين! انقلابى ترين و پرشورترين جوانان ميهن ما از خون و خون ريزى متنفرند. مىگويند رژيم شاه (پدر و پسر) فوقش پنج هزار نفر را كشت، رژيم انقلابى براي انتقام گيرى از اين پنج هزارتن پانصد هزار تن را كشت ، حال اگر يك نظام انقلابى ديگرى ظهور كند دست كم بايد پنج ميليون نفر را بكشد! خدا آن روز را نصيب نكند!!


11:50 PM