چرا پاى اعلاميه رابطه ايران و آمريكا امضاء گذاشتم؟ اين روز ها گويا راديو و تلويزيون هاى لوس آنجلس پيرامون اعلاميه اى كه توسط برخى از روشنفكران ايرانى خارج از كشور صادر شده، غوغا به راه انداخته اند كه ما چند ده تن امضاء كننده اعلاميه كذايى از سقوط حتمى و قريب الوقوع رژيم اسلامى ايران جلوگيرى كرده ايم! امشب مادر سالمند يكى از دوستان خوبم با صداى لرزان و در عين حال خشمگين مرا مورد عتاب و سرزنش قرار داد كه: تو چرا؟ از تو بعيد است! دوست خوب ديگرى نيز پيامى به شرح زير برايم ارسال كرد: نگاهي گرامي، به عنوان هموطني كه نوشته هاي شما را ميخوانم بخود حق ميدهم تا اگر پرسشي هم دراين باره داشتم ، مطرح كنم. چند روزي است نام شما را در پاي اعلاميه اي ميخوانم كه مشتاق و علاقمند به ايجاد رابطه ميان دولتين ايران و آمريكاست!. همين طور ، امروز، در تلويزيون پارس، شاهد انتقادات تند و تيزي از ناحيه گوينده، نسبت به امضاء كنندگان اين اعلاميه بودم. اكنون براي من كه نديده و نشناخته، تنها با مرور مطالب تان، برايتان احترام قائل هستم- اين پرسش پيش آمده است كه: علاقمندي شما به ايجاد(اين رابطه) با در نظر گرفتن تمام زواياي منفي هر دو حكومت،چه تاثير مثبتي براي ايرانيان دارد و چقدر سبب تجديد نظر حاكمان نسبت به رفتارشان ميشود؟. ـــــــــــــــــــــ اگر خواستيد ، پرسش من و پاسخ خودتان را در سايت ، مطرح كنيد. فكر مي كنم براي بسياري از هموطنان علاقمند، جالب باشد. ....... من چون متاسفانه قادر نيستم تلويزيون پارس را ببينم، نمىتوانم به اين رسانه يا رسانه هاى ديگر لوس آنجلس پاسخ بگويم. شايد بهتر مىبود كه اين رسانه ها با برخى از اين امضا كنندگاه گفت و گو مىكردند تا دست كم كسانى مانند مادر عزيز دوست اين چنين عتاب آميز سخن نمىگفتند. بنابراين فقط به احترام خوانندگان محترم مطالب من و ديگر عزيزان چند نكته را توضيح مىدهم. هرچند عقيده دارم كه من به عنوان يك شهروند حق دارم كه پيرامون هر موضوعى اظهار نظر كنم بدون اينكه نيازى به توضيح و توجيه و تفسير داشته باشم! _ در ايران فقط رهبر و باند رسالت و كيهان و ارتجاعى ترين جناح حكومتى مخالف گفت و گو و ايجاد رابطه با آمريكا هستند. اكثريت مردم ايران، چه آنان كه طرفدار اصلاحات اند و چه آنان كه طرفدار تغييرات اساسي و بنيادين اند، موافق رابطه با آمريكا هستند. آمارى كه اخيرا در مطبوعات ايران منتشر شد هواخواهان ايجاد رابطه را حدود 85 در صد ذكر كرده است. به نظر مىرسد كه رسانه هاى لوس آنجلسى با ارتجاعى ترين باندهاى حكومتى همصدا شده اند! _ در صحنه جهانى، حكومت اسلامى ايران در حال حاضر از آن همه شعارهاى رنگارنگ فقط شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل را حفظ كرده است. چون اين نظام نه توانسته عدالت اجتماعى برقرار كند و نه آزادى و دموكراسي به ارمغان آورد. فساد و ارتشاء و فحشا و نا هنجارى هاى اجتماعى بيداد مىكند. اين نظام فقط با شعار مرگ بر آمريكاست كه مى تواند در برابر "مستضعفان" و چپ گرايانى از قبيل فيدل كاسترو و چهره هايى چون صدام حسين و بن لادن و ملاعمر و ... اندكى "پز" ضد آمريكايى بدهد و براى خود مشروعيت كسب كند. واضح و مبرهن است اين پز خالى از جيب خالى مردم ايران هزينه مىشود. آقاى خامنه اى رهبر ايران شايد به درستى (از نقطه نظر منافع خود و هواخواهانش) اعلام كرده كه هركس حتى حرف گفت و گو با آمريكا بزند خيانت كار است و قابل تعقيب قضايى! چون اگر اين سلاح ضديت با آمريكا هم از دست حكام اسلامى ايران گرفته شود ديگر چيزى براى پز دادن باقى نمىماند و شهادت طلبان انتحارى فلسطين و حزب الله تصاوير حضرات را پاره پوره مىكنند. تصور بكنيد اگر فردا ايران اسلامى با اسرائيل رابطه برقرار كند، آيا اين رابطه براى ايران پيروزى به حساب مىآيد يا براى اسرائيل؟ رابطه با آمريكا هم شكست بزرگى براى ارتجاع و جناح تماميت خواه است. رابطه يا عدم رابطه هيچ تاثيرى در فروپاشى نظام ها ندارد. ما در اين عصر شاهد بوديم كه بهترين دوستان آمريكا در اوج دوستى با آمريكا نظام سياسى شان از هم پاشيد يا تغيير كرد. ايران سلطنتى، نيكاراگوئه، فليپين، شيلى، اروگوئه، آراژانيتن، برزيل و خيل كشورهاى ديگر كه به نوعى زيز چكمه استبداد بودند، همه و همه در هنگام فروپاشى و تغييرات اساسى با آمريكا رابطه صميمانه داشتند. بنابراين اگر ملت ايران عزم جزم كرده كه تغييرات بنيادين انجام دهد رابطه يا عدم رابطه تاثير چندانى بر اين روند نخواهد داشت. شايد هم تغييرات را شتاب بخشد. گفته مىشود اگر شاه سفير آمريكا و انگليس را از ايران اخراج كرده بود شايد با آن سرعت سقوط نمىكرد! _ ملت ايران بويژه نسل جوان با اينكه در هر فرصتى نارضايتى و انزجار خود را از اوضاع و احوال موجود نشان داده ولى برخلاف نسل پيشين نمىخواهد به هرقيمتى كه شده انقلاب كند. آن هم انقلابى خونين! انقلابى ترين و پرشورترين جوانان ميهن ما از خون و خون ريزى متنفرند. مىگويند رژيم شاه (پدر و پسر) فوقش پنج هزار نفر را كشت، رژيم انقلابى براي انتقام گيرى از اين پنج هزارتن پانصد هزار تن را كشت ، حال اگر يك نظام انقلابى ديگرى ظهور كند دست كم بايد پنج ميليون نفر را بكشد! خدا آن روز را نصيب نكند!!