Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist



خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
[an error occurred while processing this directive]  
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌نگار


Tuesday, August 13
جنجال ادامه دارد .....
در پاسخ ج. آرامش
امروز در سايت ايران امروز نامه اى به قلم ج. آرامش انتشار يافت كه ظاهر پيرامون مطالب بنده بود ولى عملا مطلب بلندى بود عليه آمريكا.
من هرچند مىكوشم در پاسخ نام هاى امضاء محفوظ و مستعار سكوت كنم، اين بار سكوتم را مىشكنم و چند كلمه اى پيرامون مطالب آقا يا خانم ج. آرامش قلمى مىكنم.
ايشان هفت صفحه از نابكارى ها و جنايات آمريكا نوشته اند كه اصلا ربطى به نوشته من ندارد. خب، ايشان حق دارند ضد آمريكا باشند و هر چه دل تنگشان مىخواهد بگويند. من هر روز به همت دوستان چپ خود دست كم چهار _ پنج مطلب از اين قماش دريافت مىكنم. برخى را مىخوانم و برخى را نمىخوانم. مطلب ج. آرامش هم چيز تازه اى نداشت. من هم وكيل مدافع آمريكا نيستم. سعدى شعري گفته بود من هم خوشم آمد و با مختصر تغييرى تيتر مطلبم كردم! اينها تشبيه هاى مجازى اند كه در ادبيات و ژورناليسم به كار مىرود. نه ايران شب پره است و نه آمريكا آفتاب! ايران جامعه ى بسته اى است كه حكامش مىخواهند در چنير سنت هاى خود باقى بماند (به ويژه سنت هاى مذهبى)، و آمريكا پرچمدار مدرنيت است كه مىخواهد پرچمدار جامعه باز باشد. هر دو هواخواهان و دشمنانى دارند.
مطلب خانم يا آقاى آرامش در سايز كوچك كامپيوتر من 7 صفحه بود كه فقط و فقط نيم صفحه اش، آن هم جسته و گريخته، مربوط به من مىشد! بقيه از نوع نوشته هاى هيستريك ضدآمريكايى بود كه در همين آمريكا هر روز صدها بار خيلى تندتر و پر ملاط تر از مطلب آرامش نشر مىشود. حالا مطالب نشريه گرانما و تشرين(چاپ سويه) و روزنامه هاى عراقى و ارگان احزاب چپ و روزنامه هاى رسالت و كيهان و جمهورى اسلامى به كنار! برخى از اين نشريه ها حتى اختراع ويروس ايدز و فاجعه نيويورك و ... را هم كار خود آمريكايى ها مىدانند. يكى از بزرگان اهل تميز حتى ادعا داشت كه آمريكا براى كنترل كردن دنيا اينترنت را در اختيار جهانيان قرار داد. در همين كشور گل و بلبل ما يك بزرگ ديگر هم اينترنت را وسيله اى براى اشاعه فحشا و پورنوگرافى مىداند.
حالا بگذريم ...
ايشان خطاب به من نوشته اند كه: ".... شما بالاجبار آقاى دكتر باقرزاده و كسانى را كه با انديشه هاى گوناگون مخالف امضاى اعلاميه مذاكره با آمريكا هستند را در كنار روزنامه كيهان و رهبر قرار مىدهيد. آيا انتظار برخورد ديگرى با خود داريد؟
البته من هرگز از دكتر باقر زاده نام نبرده بودم. من كه ادعا مىكنم اكثريت مردم ايران موافق گفت و گوى رسمى و مستقيم با آمريكا هستند، آنقدر رياضى مىدانم كه چند ده نفر يا فوقش صد و اندى امضاء كننده نامه كذايى را كل مردم ايران حساب نكنم. مثلا عمه من هم آن نامه كذايى را امضا نكرده است. من اين عمه نازنينم را مخالف گفت و گو با آمريكا به حساب نمىآورم!
مطلب ساده تر از اين حرف هاست. نمىدانم كدام يكى از دوستان امضا كننده ى آن نامه متن "ما خواهان آغاز گفتگوهاى رسمى و مستقيم ميان دولت هاى ايران و ايالات متحده آمريكا هستيم." را نوشته است. اين متن موقعى انتشار يافت كه شايع بود اهالى بيت رفسنجانى در قبرس زيرجلكى با مقامات آمريكا مذاكره مىكنند.... كه هياهوى حمله به عراق بهانه است و هدف اصلي ايران است و ممكن است تاسيسات ايران بخصوص نيروگاه اتمى بوشهر مورد حمله آمريكا يا اسرائيل قرار بگيرد .... كه بين اصلاح طلبان گفت و گو با آمريكا به طور جدى مطرح است..... كه برخى از جناح هاى محافظه كار هم يواشكى با مقامات آمريكا (البته با واسطه كه واسطه گرى در نهاد اين جناح است!) در تماس اند و ..... نامه ى "ما خواهان ..." در چنين اوضاع و احوالى انتشار يافت و برخى زير آن را امضا كردند و برخى امضا نكردند. نه امضا كنندگان تاجى بر سر مردم زده اند و نه آنهائى كه امضا نكرده اند. من دلايلم را براى امضا كردن نوشتم و آقاى باقرزاده ( بدون آنكه هيچ بحث و مناقشه اى بين ما دو نفر باشد) دلايل شان براى امضا نكردن نوشتند. همين!
اما اين پرسش ها هنوز مطرح مىمانند:
_ آيا شما خواهان گفت و گوى رسمى و مستقيم ( و اينجا بايد اضافه كنم آشكار) بين ايران و آمريكا هستيد يا نه؟
_ آيا مىخواهيد بين دو دولت تا موقعى كه بوش رئيس جمهور آمريكا يا جمهورى اسلامى سركار است اصلا تماسى صورت نگيرد و در صورت بروز اختلافات سياسى و غيره (كه اين اختلافات روز به روز بيشتر مىشود) ترجيح مىدهيد اين دو دولت جنگ بكنند يا گفت و گو؟
بحث در اين است!
1:02 AM