Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist



خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
[an error occurred while processing this directive]  
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌نگار


Wednesday, August 21


مهاجرانى، سلمان رشدى و .... گوگوش!

آقاى عطاءالله مهاجرانى وزير پيشين ارشاد كه نخستين مهره خاتمى بود كه از صحنه شطرنج دولت خاتمى حذف شد، هم اكنون عزم جزم كرده كه دوباره به صحنه بازگردد و خود را نامزد رياست جمهورى نمايد. مهاجرانى از خوش فكر ترين مهره هاى خاتمى بود كه هم خوش قلم است و هم انديشه مند. او در دورانى كه نام بردن از فردوسى از گناهان كبيره به حساب مىآمد، سلسله مقالاتى در ستايش فردوسى نوشت. هرچند بهانه اش كوبيدن مليح شاملو بود كه به ناحق به شاعر ملى تاخته بود! يعنى در واقع با كوبيدن شاملو جواز مدح فردوسى را دريافت كرده بود. با اين همه عملش بيشتر حب على بود تا بغض معاويه. اما بعدها بغض معاويه اش بيشتر شد و با نوشتن سلسله مقالاتى در رد كتاب آيات شيطانى سلمان رشدى و توطئه خواندن نوشتن آن كتاب به دام تئورى توطئه افتاد و بغض معاويه بيشتر آشكار گرديد. مهاجرانى با رمان رمانانه برخورد نكرد و در حقيقت آتو به دست نخوانندگان رمان رشدى داد تا تنور ضد غرب و ضد ارزش هاى مدرنيته را داغ تر نگاه دارند. او هنوز هم كه هنوز است از توطئه غرب سخن مىگويد كه به دست سلمان اجرا شد!
اما همو در جريان استيضاح پر سر و صدايش از برخى از روشنفكران ايرانى دفاع كرد و در كنار كرباسچى از محبوب ترين چهره هاى نظام گرديد. مهاجرانى حتى پس از خروج از بدنه اصلى حاكميت قلم را زمين نگذاشت و نقد حال هاى با حالى در روزنامه اطلاعات نوشت و نشان داد كه مىتوان در برابر چماق دشمنان انديشه از قلم استفاده كرد. ماجراى درگيرى قلمى او با آقاى مصباح يزدى از پر سر و صداترين مناقشه هاى قلمى سال هاى اخير بود.
در جريان سفر خانم گوگوش به خارج از كشور نام مهاجرانى هم سر زبان ها افتاد. گويا آقاى مسعود كيميايى و خانم گوگوش واسطه اى پيدا كرده بودند كه به ملاقات آقاى مهاجرانى بروند و جواز سفر به خارج كسب كنند. حالا اين ملاقات آتوئى شده در دست محافظه كاران كه مىكوشند رقيب قدر خود را از صحنه بدر كنند.
آتوهاى ديگرى نيز در آستين دارند كه گويا قرار است اندك اندك رو بشوند. البته يكى از اين آتو ها ممكن است دعوت از يورگن هابرماس فيلسوف پرآوازه آلمانى باشد كه يك هفته در ايران بود و پيرامون دموكراسى و مدرنيته و مزاياى جدايى دين و دولت سخن راند.
آقاى مهاجرانى هرچند با سيماى روشنفكرى رخ مىنمايد ولى سخنانش پيرامون عمليات انتحارى فلسطينى ها و ستايش اش از عاملان و آمران اين عمليات بيشتر به محافظه كاران نزديك است تا به اصلاح طلبان.
هرچه هست عيار مهاجرانى بزودى محك زده خواهد شد و طرفه اينكه ممكن است خانم گوگوش در مركز مبارزات داغ انتخاباتى قرار بگيرد! اصلا خانم گوگوش هميشه با انتخابات عجين بوده است: در جريان انتخابات تاجيكستان اعلام شد كه اگر گوگوش خود را كانديداى رياست جمهورى تاجيكستان نمايد بيشترين راى را به دست خواهد آورد. نيز شايع بود در نخستين انتخابات رياست جمهورى نيز شمار راى هايى كه به نام گوگوش به صندوق هاى راى ريخته شده بود بيشتر از آراى دكتر حبيبى بود!
حالا آقاى مهاجرانى در يك آچمز سياسى قرار گرفته است: يا بايد از حقوق خانم گوگوش به عنوان يك شهروند ايرانى دفاع كند يا اينكه تسليم محافظه كاران شده و به نحوى اين عمل خود را تكذيب نمايد! شايد شعار "ايران براى همه ىايرانيان" نيز دوباره مطرح شود. و شايد هم ايران براى همه ى ايرانيان منهاى گوگوش و پنجاه و چند ميليون نفر ديگر....

1:50 AM