اين روزها كه بيانيه موسوم به گفت و گوهاى علنى ايران و آمريكا بسيار داغ شده است و از چپ و راست به امضاء كنندگان اين بيانيه مىتازند، شايد خواندن نظرات اردشير زاهدى كه در سياست ايران به "رك گويى" مشهور است و دوست و دشمن اش بر صراحت و صداقت او باور دارند بىمناسبت نباشد. چند روزى كه از انتشار بيانيه مىگذرد، امضاء كنندگان آن _ كه من هم يكى از آنان هستم_ آماج شديدترين حمله ها از سوى برخى از رسانه هاى راست طرفدار ولايت مطلقه فقيه، راست طرفدار مطلقه پادشاهى ، چپ طرفدار ديكتاتورى مطلقه پرولتاريا ، چپ طرفدار اسلام مطلقه ناب و راستين و البته برخى از نويسندگان و روشنفكران و طنزپردازان و فكاهى نويسان قرار گرفته اند. اينان امضاء كنندگان بيانيه را "خائن" و "وطن فروش" و "اجنبى پرست" و غيره لقب داده اند. البته برخى از عقايد و آراء منتقدان نسبت به اين بيانيه درست و قابل فهم است. اما بزرگ كردن اين بيانيه در اين ابعاد و زدن اتهام "خيانت" و "وطن فروشى" و ..... به امضاء كنندگان بيانيه كه اتهام بسيار سنگينىاست، نادرست و ناروا و ناجوانمردانه است. چون نه جمهورى اسلامى منتظر چنين بيانيه اى بود كه باب گفت و گوى علنى و آشكارى را با ايالات متحده باز كند و نه آمريكا منتظر چراغ سبز يك گروه از ايرانيان برون مرزى بود كه به اين درخواست لبيك گويد. وانگهى يك بار قبلا نوشتم اگر واقعا تنها راه نجات جمهورى اسلامى از سقوط حتمى _ به رغم منتقدان _ گشايش باب گفت و گو با آمريكا باشد، خب در اين صورت مطمئنا لحظه اى درنگ نخواهد كرد. مگر رهبر قدر قدرت اين نظام يك بار جام زهر سر نكشيد؟ يا ايران با عربستان سعودى و عراق كه همان رهبر بدترين دشمنان ايران اسلامى خطاب شان كرده بود، رابطه ى صميمانه ايجاد نكرد؟ در هر حال اين مقدمه را نوشتم تا نظرات آقاى اردشير زاهدى را از كتاب " اردشير زاهدى" .... وزير پيشين امور خارجه و آخرين سفير ايران در آمريكا و اشاراتى به رازهاى ناگفته ...... ( لوس آنجلس _ فوريه 2002 ميلادى، پرى اباصلتى _ هوشنگ ميرهاشم سردبير و مدير مجله راه زندگى) كه اتفاقا در اين باب است برايتان باز نويسى بكنم. اين فراز ها از صفحه هاى 101 و 102 كتاب انتخاب شده است. سخنان آقاى زاهدى را نه براى اثبات و محق بودن نظرات هوادار بيانيه مىآورم و نه براى كوبيدن منتقدان بيانيه كه در هر حال بخشى از آنان هواخواه نظام پادشاهى اند. گيرم از نوع مطلقه اش. در حقيقت من كه به گوناگونى آراء و عقايد معقتدم و آن بيانيه كذايى را هم فقط نوعى اظهار نظر سياسي مي دانم از سوى طيفى از هموطنان، نوشته آقاى اردشير زاهدى را از اين منظر نگاه مىكنم. بخصوص كه در اين نوشته يك آينده نگرى و يك دلسوزى وطن دوستانه صادقانه مشهود است كه بهروزى ايران را در دهه هاى بعد در مد نظر قرار مىدهد نه در مناقشات سياسى روزمره. .... اردشير زاهدى در مورد لغو بخشى از تحريم اقتصادى امريكا عليه ايران اظهار داشت: چيزى كه امريكاييان در اين زمينه گفته اند، هم به نظر شوخى، هم مسخره و هم خيلى كوچك مىرسد. اينها مىگويند كه مىخواهند ورود پسته، فرش و خاويار ايران را به آمريكا آزاد كنند. مگر محصول پسته و فرش خاويار ايران در اصل چقدر هست و اين محصولات بطور كلى چقدر خريدار دارد. ..... 90 درصد صادرات ايران، نفت و گاز و ساير منابع معدنى آنجاست. بهتر اين بود كه امريكا دست از لجاجت در زمينه تحريم اقتصادى عليه ايران برمىداشت و امكان صدور اين گونه محصولات را فراهم مىساخت. بخصوص كه نتيجه اين عمل 4، 5، سال ديگر معلوم مىشود و در واقع به 30، 40 و 50 سال ديگر ايران ارتباط پيدا مىكند. وضع ايران بگونه اى است كه امروز آن با فردايش و فردا با 5 سال ديگر متفاوت خواهد بود. در صورت دست زدن به چنين اقدامى از سوى آمريكا، هم نزديكى بين مردم ايران و امريكا و ساير كشورهاى غربى پديد مىآيد و هم مردم ايران از اين جريان بهره مند مىشوند و سپاسگزار خواهند بود. ... اگر امريكا براستى دلشان مىخواهد رفتارى شرافتمندانه نسبت به ملت ايران داشته باشند، بقول خودشان ازبابت گذشته هم پوزش بخواهد، بهترين چيز اين است كه دست از لجاجت در اين و ادامه تحريم عليه ايران بردارند. 2:40 AM