كابوس! عزيزى از همين خانواده وبلاگ نويسان در بحث خصوصى انقلاب و نقش آفرينان آن به گوادولوپ و نقش كشورهاى غربى اشاره كرده بود و من هم نشستم يكى از كابوس هايم را برايش نوشتم. با سپاس از اين دوست وبلاگى كه شايد مايل نباشد نامش را در اين مقاله ببرم بخشى از نامه ام را كه جنبه عام دارد با مختصر تغييرى در اينجا مىآورم: با شما موافق هستم كه آمريكا و كشور هاى ديگر غربى البته در انقلاب ايران منافع خود را پيش بردند. در كتاب "داورى" نوشته يك سرتيپ ساواك به نام منوچهر هاشمى از قول يك مقام بلند پايه انگليسى خواندم كه دخالت نيروهاى غربى در انقلاب ايران به اين گونه بود كه ايران ديوارى ترك خورده را مىماند كه داشت خراب مىشد. در يك سوى ديوار نيروهاى چپ بودند و در طرف ديگر ديوار نيروهاى ملى و مذهبى. آن مقام گفته بود كه ما سعى كرديم ديوار روى نيروهاى ملى و مذهبى خراب نشود! البته من در آن موقع يك ليبرال تمام عيار بودم. اصلا من از نطام هاى توتاليتر نفرت دارم ..... چه از قماش راست آن باشند و چه از قماش چپ يا مذهبى آن .... بر اين باورم كه مثلا اگر ديوار روى نيروهاى ملى و مذهبى خراب مىشد و احتمالا حزب توده با ضافه فداييان قدرت را در دست مىگرفتند چه مىشد؟ خب مجاهدين عليه شان قيام مىكردند ... سازمان وحدت كمونيستى و اتحاد كمونيستى و تروتسكيست ها و ديگر مائوئيست ها و طرفداران انورخوجه آلبانى و ... هم همچنين .... آمريكا و غرب هم كه به نهضت آزادى و ملىگراها و بقاياى سلطنت طلبان كمك مىكرد ... كردها و تركمن ها و ترك ها و ... نيز لابد براى خود مختاري مىجنگيدند يا خود مختار مىشدند، در آن صورت نيروهاى ضد باهاشان در مىافتادند و ايران مىشد افغانستان زمان كمونيستى با اين تفاوت كه رهبرى هم مانند خمينى نيرو هاى ضد دولت كمونيستى را رهبرى مىكرد ... چه مىشد؟ خب از اطراف و اكناف دنيا نيروهاى ضد كمونيست وارد ايران مىشدند و آقاى بادامچيان و ابوشريف و چمران و غيره مىشدند ملا عمر و بن لادن و حكمتيار و .... ايران! آنگاه شوروى سقوط مىكرد و نجيب الله ايران را كه شايد كيانورى مىشد يا خاورى ، در ميدان آزادى تكه تكه مى كردند و انقلاب مذهبى پيروز مىشد و روزى از نو روزى از نو ....