افغانستان Rising Above The Ruins.htm (در اين مطلب نيوزويك عكس معركه اى هست كه من نتوانستم در اين مطلب بگنجانم. به ديدنش خيلى مى ارزد!) از نيويورك كه داشتم مىآمدم از فرودگاه جان اف كندى كتابى خريدم به نام An Unexpected Light (نور غير منتظره) به قلم جيسون اليوت نويسنده جوان انگليسى كه اين كتاب سفرنامه نخستين كتاب اوست. كتاب شرح سفر اليوت است به افغانستان در سه برهه مختلف: زمانى كه تحت اشغال شوروي بود، به هنگام جنگ داخلى و ظهور طالبان و سرانجام در ايام اخير. كتابي است بسيار جذاب كه در تمام طول سفر نيويورك _ سانفرانسيسكو و اين چند روز مونس من شده است. يكى از آرزوهاى من اين است كه روزي به افغانستان سفركنم. نمي دانم از افغانيان عزيز كسى هست كه اين سطور را بخواند؟ در آن ايامى كه افغانستان از يوغ طالبان آزاد شد من شروع كردم به ادبيات افغانى خواندن. مقاله اى هم نوشتم به نام ظهور و سقوط طالبان. ما دو ملت در عين حال كه به هم اين چنين نزديك هستيم، خيلى از هم دوريم! فارسى زبانان ايران و افغانستان اما آبشخور مشترك دارند. فردوسى و حافظ و سعدى و حتى شاملو و نادرپور و فروغ و اميد اين دو قوم را خيلى به هم نزديك كرده است. دوستى دارم عتيق رحيمى نام كه هم نويسنده است و هم فيلمساز. عتيق رمان كوچكى نوشته به نام خاك و خاكستر. داستان سفر پير مردى است با نوه اش در كوه و كمر هاى شمال افغانستان. پسرك در طي يك بمباران كر شده است و نمى چرا ناگهان صدا ها را نمىشنود. مادرش همراه قريب به اتفاق اهالى روستا كشته شده اند و اين بازمانده به معدنى مىروند كه پسر پير مرد يا پدر پسرك در آنجا كار مىكند. نمىدانند چگونه خبر بد را بدهند. داستان همچنان در پس زمينه جنگ (در زمان اشغال شوروى) ادامه مىكند با نثرى بديع و شاعرانه .....