Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist



خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
[an error occurred while processing this directive]  
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌نگار


Saturday, September 28
نامه اى از يك خواننده عزيز افغانى
(نامه اى داشتم سراسر مهر از آقاى امير سياقشو كه خود اهل وبلاگستان است. من با حذف جملات مهرآميز ايشان را نسبت به بنده _ كه شايد براى برخى خود نمايى جلوه كند _ اصل مطلب ايشان را كه پيرامون آقاى محبيان است اينجا مىآورم):
....
نوشته تان(تراژدی تاريک انديشان) را که خواندم دلم از نامردمی هاي تاريک انديشان بيشتر به درد آمد. من از اميرمحبيان بی مروت تردرميان اهل قلم ايران نديده ام ونشنيده ام. با اين همه ، همه روزه نوشته هايش را می خوانم! يادداشت زيررا هنگامی در وبلاگم گذاشتم که نوشته محبيان در باره گنجی روی انترنيت آمد.

کمدی يک نيرنگباز

فرق نمی کند از کدام کشور باشيد ، اگر فارسی می دانيدحتماً نوشته امير محبيان در خبرنامه گويا را بخوانيد. اين نوشته در باره اکبرگنجی روزنامه نگار شجاع دربند ايرانی است و عنوان آن تراژدی يک راديکال می باشد. اميرمحبيان که همواره سعی می کند با کلمات مدرن نما وشبه علمی اما ميان خالی -آنهم در هر زمينه ای- به جنگ مخالفان ولايت فقيه در ايران برود ، اينبار از زخم کاری اکبر گنجی بر گردن ولايت خود به فرياد آمده است . او مانيفيست جمهوری خواهی، تازه ترين جزوه منتشر شده گنجی، را نشانه بيماری روانی گنجی دانسته و جز اين چاره ای هم نداشته است . يک توصيه:

هميشه از حجت که کم آورديد رگ های گردن به خشونت قوی کنيد و چون آن را کار آمد نيافتيد به يافته های روانشناسی - آنگونه که فقط بر مخالفان تان قابل تطبيق باشد- توسل بجويد. اگر آن هم کاری از پيش نبرد و مردم باز هم تشخيص دادند که چه کسی خاين وچه کسی خادم است و بيمارانی چون گنجی را بر مارانی چون محبيان ترجيح دادند ، آنگاه بنشينيد و زار زار گريه کنيد و از دوستان خود بخواهيد که شما را دريابند!
امير سياقشو

وبلاگ من "لحظه ها " نام دارد ودر ليست وبلاگ های پارسيک دات کام هست.

http://sang.persianblog.com/



12:45 AM