Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist



خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
[an error occurred while processing this directive]  
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌نگار


Saturday, September 28
چند نكته پيرامون مطلب "تراژدى تاريك انديشان"

من در مطلب "تراژدى ...." مخصوصا خواسته بودم كه وارد مقوله مقاله "مانيفست جمهورى خواهى" آقاى اكبر گنجى نشوم. تمام همّ من بر آن بود كه نوع نگاه كين توزانه ى آقاى امير محبيان را نسبت به اكبر گنجى تبيين كنم. نگاهى كه ريشه در استالينسم و توتاليتاريسم دارد و آن اين كه مخالفان نظام يك مشت بيمار روانى اند! در زمان استالين هنگامى كه شاعر بزرگ روسى آنا آخماتووا (احمداوا) در شعرهايش رو در روى نظام ايستاد، انجمن روانپزشكان شوروى بنا به دستور مقامات عالى رتبه به ديوانگى او حكم دادند و اين واقعه سرآغاز بگير و ببندهاى دوران وحشت بزرگ استالينى بود كه تمام ناراضيان و مخالفان را به عنوان بيمار روانى به آسايشگاه ها و ديوانه خانه ها روانه مىكردند و غالب آنان پس از چندى ديوانگان واقعى مىشدند! براى همين هم انجمن روانكاوان و روانپزشكان جهان شوروى را از عضويت خود خارج ساخت و در دوران خروشچف پته ى سياست هاى ديوانه سازى استالين به آب ريخته شد!
سخن من با آقاى محبيان پيرامون همين نكته بود كه بخش اعظم مقاله اش را به آن اختصاص داده بود و گرنه اين حق طبيعى هر كس است كه با آراء و عقايد ديگران موافق يا مخالف باشد.
جزوه " مانيفست جمهورى خواهى" گنجى در ايران چاپ و منتشر نشده است. روزنامه رسالت و آقاى محبيان دست كم مىبايست بخش هايى از مانيفست را چاپ مىكردند و آنگاه به او مىتاختند.
گنجى زندانى است و حتى شايع است كه پس از انتشار مانيفست به سلول انفرادى منتقل شده است و بنابراين قادر به پاسخگويى نيست. حق بود كه آقاى محبيان به عنوان يك روزنامه نگار تا آزادى گنجى صبر مىكرد و آنگاه مقاله اش را منتشر مىكرد!
يكى از خوانندگان گرامى (با سپاس از ايشان) بر من خرده گرفته بودند كه منظور آقاى محبيان از "بسط پروژه قتل هاى زنجيره اى ..." پىگيرى او بود و اطلاعات مربوط به قتل ها را نيز آقايان حجاريان و ربيعى در اختيار او مىگذاشتند. واژه عربى بسط در زبان فارسى معمولا به معنى گستردن و پهن كردن به كار مىرود. البته گاه شرح دادن و انتشار هم معنى مىدهد كه نمىدانم مراد آقاى محبيان كدام بود. اما جمله ى ايشان كاملا معنى گسترش دادن پروژه قتل ها را مىداد. مثلا بسط پروژه شهرسازى معنى گسترش شهرسازى را مىدهد! در هر صورت گنجى ماجراى قتل هاى زنجيره اى را پىگيرى كرد، پروژه قتل هاى زنجيره اى را كه "قتل عام درمانى" هم مىگفتند بسط نداد! اما بنده خبر ندارم كه چگونه اطلاعات مربوط به قتل ها در دسترس او قرار مىگرفت. روزنامه نگاران در سراسر دنيا منابع خبرى گوناگونى دارند كه اين امر در عرف اين حرفه بسيار پذيرفته شده است.
... و نكته آخر اين كه آراء و عقايد گنجى برخاسته از گرايش اكثريت جامعه ايران است و گنجى را مىتوان وجدان بيدار جامعه ناميد. آقاى باقر زاده گنجى را نماد وجدان ملى جامعه ايران ناميده بود كه تعبير زيبايى بود. گنجى پا به پاى مردم و انقلاب ايران حركت كرده و تمام گرايش هاى موجود در جامعه ايران را به نوعى از نزديك لمس كرده است. او مى توانست با رابطه هايى كه با اغلب مقامات حكومت داشت، به هر مقام و مرتبه اى برسد و مانند بسيارى ديگر صاحب درآمدهاى كلان شود و حتى گاهى به سبك برخى ها شكوه و شكايتى هم بكند. اما او دلسوزانه حتى از كنج زندان هم نگران جامعه و ميهن اش است كه ارزش هاى اخلاقى و انسانى اش به سرعت فرو مىپاشد. بنابراين نوشته ى او ارج زيادى پيدا مىكند. گمان نكنم هيچ ايرانى دلسوزى با عقايد تازه گنجى مخالف باشد. جامعه ايده آل جوامع واقعا موجود كشورهاى دموكراتيك غربى و شرقى است كه حقوق و ارزش هاى انسانى در آن ها محترم شمرده مىشوند. مواظب گنجى باشيم!
12:23 AM