Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Monday, October 28
گر مسلمانى همين است كه ...
مصائب مسلمان بودن ما!

حافظ ما در اين شعر به سيم آخر زده و فرموده:
گر مسلمانى از اينست كه حافظ دارد
آه اگر از پى امروز بود فردايى
بنا به نوشته آقاى غنى كه به نقل از قزوينى و او خود از حبيب السير نقل كرده "حكايت اين دو شعر كه حافظ تكفير شد و به خواجه به زين العابدين ابوبكر تايبادى متوسل شد و او دستور داد كه شعر قبل از مقطع را بسازد و .... " مى بينيد كه حكايت هم چنان باقيست! يعنى اين ابوبكر تايبادى براى اين كه جان حافظ را نجات بدهد دستور داده كه بيت ديگرى نيز به اين غزل بيفزايد و او رندانه بيچاره ترسايان را دراز كرده كه:
اين حديثم چه خوش آمد كه سحرگه مىگفت
بر در ميكده اى با دف و نى ترسايى
بنابراين اين ترسايان اند كه دف و نى مى زنند و بر در ميكده مىخوانند و حافظ را دست مىاندازند و مسلمانان را قلقلك مىدهند: آه اگر از پى امروز بود فردايى!
خب، اين را كه خيام هم گفته بود.
زنده ياد اسماعيل پوروالى مىگفت كه ما دو نوع سانسور داريم: يك اينكه چه ننويس و دوم اينكه چه بنويس! انگار حافظ هر دو را تجربه كرده و وجدان هميشه بيدار ملى ماست. حافظ از دست واعظان ريايى دلش خون بود و اختناق دوره امير مبارزالدين را به خوبى و زيبايى ترسيم كرده. دوره اى كه اهل نظر "هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش" بودند كه نواختن چنگ و سماع ممنوع بود و اميرمبارزالدين كسى بود كه ناگهان "در چهل سالگى توبه كرد و زهد و پارسائى و محتسبى پيش گرفت. به عبادت و تلاوت قرآن نيز اهتمام داشت. معروف است كه گاه به هنگام تلاوت قرآن محكوم يا متهمى را به نزدش مىآوردند و او تلاوت قرآن را قطع مىكرد يا با اشاره ديگران را به اجراى حكم قصاص وامىداشت. و از او روايت شده به دست خود هفتصد هشتصد تن را قصاص (يا بىقصاص) به قتل رسانده است." (حافظ نامه، بهاءالدين خرمشاهى، ص 269، شركت انتشارات علمى و فرهنگى و انتشارات سروش، تهران، 1366)
اما امروزه روز نيز مسلمانان چونان امير مبارزالدين عمل مىكنند. هم سر مىبرند و هم هزاران نفر را نفله مىكنند و هم شلاق مىزنند و هم سنگسار مىكنند. و اين همه را هم به نام اسلام مىكنند و به ترسا بچه هم نياز ندارند كه از قول او نقل كنند. خيلى راحت بمب مىگذارند و سلاخى (ماجراى قتل فروهرها) مىكنند و آنگاه نه با دف و نى كه با بوق و كرنا اعلام مىكنند كه اين ما هستيم!
بچه كه بودم مسلمان بودن صفايى داشت. بقال مذهبى آب قاطى شير نمىكرد و عمه جان به هنگام نماز زيبا مىشد و پدر با دهان روزه مهربان. مسجد هم زيبا مىنمود. حتى اگر براى حل مساله جبر و مثلثات به آنجا مىرفتيم و ميرزا مسلم را هم كه به صحراى كربلا مىزد دوست مىداشتيم.
اما اين روزها اسلام يعنى طالبان، يعنى حزب الله، يعنى، وهابيون، يعنى سعيد امامى، يعنى آن نوزده نفرى كه در چشم بهم زدنى دو هواپيما را به برج ها كوبيدند و هزاران نفر ريشو در پاكستان مشت گره كردند و هورا كشيدند و ... در الجزاير قتل عام كردند و در عربستان سعودى به ماموران آتش نشانى اجازه ندادند كه براى نجات جان دختران دانش آموز وارد عمل بشوند. تازه، ميانه رو اش هم كه مثلا همين آقاى خاتمى باشد، رياكارانه به اين بهانه كه روى ميز جام شراب است يا ملكه صوفيا بىحجاب است، در مهمانى رسمى ميزبان اسپانيايى شركت نمىكند. ... واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مىكنند ...
البته قدر مسلم اين است كه آقاى خاتمى شخصا اين قدر مرتجع نيست. او از روزنامه كيهان مىترسد كه فردا حضور او را سر ميز شامى كه جام شرابى روى آن است پيراهن عثمان بكند يا اين عمل او به ترنج قباى بعضى ها در ام القرا بر بخورد. او ايامى چند در هامبورگ بود و من شنيده ام كه با خانم ها نيز دست مىداده و به احتمال زياد در رستوران هاى آن شهر نيز كه شراب و نوشيدنى هاى الكلى سرو مىكنند، غذا مىخورده يا از مغازه هايى كه مشروب هم مىفروشند خريد مىكرده و ... بنابراين اين عمل ايشان رياكارانه است و مخالف مصالح ملى و خفت بار براى ملتى كه خيام و حافظ و رازى و ابن سينا را به دنيا هديه كرده است.

11:56 PM