Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Tuesday, January 14
ما خوش دل بودیم!
سه سال پیش در این ایام عروسی خواهرم بود که به وطن رفتم و از دماغم درآمد! مادر و خواهرم البته بسیار خوشحال بودند ولی اتفاقی که برایم افتاده بود سفر را زهر مار کرده بود!
حالا برادرم می خواهد عروسی کند و مادرم التماس می کند که نیایم!
آن روزگار عباس عبدی، عباس عبدی بود. بهنود هم بهنود بود. مسعود بهنود بود. در غیاب سعیدی سیرجانی با همان نوع نثر جاندار بفهمی نفهمی می گفت ، و گاه با عتاب هم می گفت، که باید برگردیم. سعیدی سیرجانی هم همان را می گفت!
حالا سعیدی روی در نقاب خاک کشیده! یا رویش را به نقاب خاک کشاندندش! بیچاره سعیدی!
مسعود از زبان عباس عبدی می گوید که :
"به باورم عباس عبدی از تصميم برای بستن روزنامه ها، دستگيری نماينده های مجلس و روزنامه نگاران و فعالان سياسی پيشاپيش با خبر شد، از تهديدها و پيام های آمريکا هم خبر شنيد، همه اين ها را با هم جمع کرد و به زبان حال با مخاطبان و محاکمه کنندگان خود گفت: من اشتباه کردم، اشتباه. اشتباهم همه آن بود که خوش دل بودم."
من هم از زبان سعیدی سیرجانی می گویم که گفت: من اشتباه کردم. اشتباهم همه آن بود که خوش دل بودم!"
یعنی عباس عبدی همان را می گوید که سعیدی سیرجانی گفت و مهندس سحابی گفت و افشاری گفت و دیگران گفتند یا نگفتند. مگر فرقی هم می کند؟
امروز در رادیو همگانی آمریکا فرایسیس هانتینگتون واضع رویارویی تمدن ها از بن لادنیسم و توتالیتاریسم و فاشیسم و کمونیسم سخن می گفت. از ایران هم سخن به میان می آمد. لب کلام در این بود که روشنفکران اسلامی آیا می توانند توتالیتاریسم را دور بزنند و به آزادی و تجدد برسند یا نه. شاید شیفتگان دکتر سروش و حتی مجتهد شبستری بر این باور باشند که می شود. اما کسانی که با یک اشاره حیات نو و بهار را می بندند و حکم قتل هاشم آغاجری را صادر می کنند حرف اول و آخر را می زنند!
با کمال تاسف باید بگویم که سعیدی سیرجانی و عباس عبدی و مسعود بهنود و دکتر سروش و بنده کمترین هم ول معطلیم! "ما اشتباه کردیم و اشتباه ما آن بود که خوش دل بودیم!"





12:24 AM