Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Sunday, February 16
جنگ: نکبت یا برکت؟
جنگ البته با نکبت عجین است. اما نه هر جنگی. ما جنگ های آزادی بخش هم داشته ايم. اما در هر حال جنگ بيشتر نکبت بار است تا برکت بار. در ایام جنگ ایران و عراق بر ديوارهای میهن شعاری از قول رهبر انقلاب با خط خوش نستعلیق نوشته شده بود که : جنگ برکت است. البته آن جنگ خانمانسوز برای کسانی که می خواستند حکومت را در انحصار خود و اعوان و انصارشان دربياورند "برکت" بود. برای دلالان اسلحه هم "برکت" بود و برای خیل کسانی که می خواستند رقبا را از ميدان به در کنند. که کردند. که گرفتند و به بند کشیدند و کشتند و آنگاه خود یکه تاز شده و سوار بر اریکه قدرت تاختند و تار و مار کردند. بچه های ميهن را گروه گروه روی ميدان های مين فرستادند و خود برای شان آيه های سوگ خواندند. نسلی از زيباترين فرزندان اين مرز بوم بدين تريب خاکستر شدند و مادران داغ دیده در سوگ فرزندان جوان شان تبریک و تسلیت شنيدند و سوختند و ساختند.
آنان که می خواستند از روی کشته های جوانان ایران زمین به کربلا و قدس برسند سرانجام به کیش و دوبی و این اواخر در ونکوور کانادا لنگر انداختند با میلیون ها دلار آغشته به خون و نفت. برای اینان هم جنگ برکت بود!
حالا تندروترین و راست ترين جناج سياست آمريکا نیز در جنگ برکت می بیند. چاه های نفت عراق مانند دوشيزه های زيبا عشوه گری می کنند و در آن گوشه اسرائیل بی دردسر و ابر قدرت کوچک منطقه می خواهد از خاک و خاکستر جنگ قد علم کند.
امروز در اکثر نقاط گيتی تظاهرات ضد جنگ بر پا بود. اکثریت خاموش انگار از خواب بيدار شده و نکبت جنگ آنان را به ميدان کشانده که باز مانند ايام جنگ ویتنام آوازهای ضد جنگ سر بدهند. این اتفاق ميمونی است که رخ می دهد.
امروز که ميليون ها نفر را در سرتاسر عالم دیدم که عَلَم ضد جنگ برافراشته و از ترسا و ترک و یهود (در اسرائيل هم تظاهرات بزرگی بر پا بود. اسرائيلی و فلسطينی دوش به دوش هم) و بودايی و همجنس گرا و کمونيست و سوسياليست و طرفداران محیط زيست و ... آواز صلح می خواند، از شادی به خود لرزيدم. زيباترین تصاوير را در برزيل ديدم که مترسک جورج بوش و صدام حسين دست در دست هم بودند. در تظاهرات دمشق همه اش تصوير بشار اسد بود و شعار مرگ بر اسرائیل. معلوم بود که تظاهراتی است فرمايشی! ...
اما ... اما تماشای این همه آدم برای من اندکی غم انگيز و ترسناک هم بود. یک اين که من از جمعيت يک زبان و يک دل و از "وحدت کلمه" می ترسم! نيز می ترسم که این صدام حسين با تماشای اين همه جمعيت يابو برش دارد و خود را قهرمان ملی بیانگارد! ما ايرانيان می دانيم که صدام "قهرمان" چقدر ممکن است فاجعه بار باشد! کرد ها هم می دانند و کويتی ها نيز و البته بيشتر از همه، مردم عراق.
صادقانه بگویم که من به عنوان یک انسان از جنگ تنفر دارم ولی باز به عنوان یک انسان شرقی استبدادزده از ديکتاتورها و حاکمان مستبد بيشتر نفرت دارم. می خواهم سر به تن هيچ خودکامه ای نباشد. گاهی خودکامگان را فقط قدرت های بزرگ می توانند از بين ببرند. طالبان افغانستان و صرب های فاشيست مسلک محال بود بدون دخالت آمريکا از بين بروند. جای صدام و دیگر ديکتاتورهای منطقه در کنار سلول میلوسويچ است نه در قصرهای کنار دجله و فرات ...
ای کاش، ای کاش می شد از چنگ خودکامگان بدون جنگ و خون ريزی رها شد. می شود؟ ... و ای کاش اين چنين تظاهرات بزرگی عليه خودکامگان و آدمکشان و جنايتکاران نيز بر پا بشود. می شود؟
12:15 AM