Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Sunday, March 30
رانندهء خوب و رانندهء بد!
فرض کنيد که در يکی از جاده های باريک و پر رفت و آمد ايران کاميونی انحراف به چپ داشته و به سرعت به سوی اتوبوسی که سی چهل نفر مسافر دارد می راند. رانندهء خوب سعی می کند که به نوعی خود را از مسير کامیون خارج کند تا جان مسافران را نجاب بدهد. رانندهء بد چشمانش را می بندد و شهادتش را می خواند و به کاميون می کوبد. نتيجه سی چهل نفر کشته ای است که اغلب در روزنامه ها می خوانيم!
ماجرای صدام و بوش مرا به یاد این کاميون و اتوبوس می اندازد! صدام ملت عراق را به کامیون آمريکا می کوبد!
امروز آقای طه یاسين رمضان که مردم ايران به خوبی با عملکرد و جنايت هايش در طول هشت سال آشنا هستند، نويد داد که عمليات انتحاری عراقی ها شروع شده است. همين امروز هم یک افسر عراقی که پدر چهار بچه است داوطلبانه با عمليات انتحاری سبب مرگ چهار نظامی آمريکایی شد و ياسين رمضان با لبخندی شيطانی اعلام داشت که "بزودی خبرهای بهتری خواهيد شنيد!" صدام به خانوادهء اين افسر دو مدال مخصوص اعطا کرد.
صدام حسين يک بار در جريان جنگ اول خلیج فارس گفته بود که اگر من بروم خيلی های ديگر هم با من خواهند رفت! حالا انگار تصميم اش عوض شده و می خواهد با خودش ملت عراق را هم به نابودی بکشاند.
من هم چنانکه بارها نوشته ام با جنگ موافق نيستم ولی اگر برای از بين بردن ديکتاتورهايی مانند صدام جنگ آخرين راه حل باشد، جنگ را بر باقی ماندن چنين ديکتاتورهايی ترجیح می دهم. در عین حال که از جنگ نفرت دارم، جنگ عليه هيتلر، جنگ عليه طالبان و جنگ عليه ميلوسويچ ده ها بار از کشت و کشتارها و قتل عام های اين رهبران ديوانه قدرت و تشنه خون، کم خطر تر و کم کشته تر می دانم. دوست داشتم که سازمان ملل برای برکناری صدام وارد کارزار بشود و دوست تر داشتم که صدام را در دادگاه جنايات جنگی ببينم. حالا که آمريکا سازمان ملل را دور زده و با کمک انگلیس و يک دوجين کشورهای عربی و اروپايی جنگ را آغاز کرده، اصلا خوشحال نيستم. اصلا از ديدن خون و انفجار و خرابی و ويرانی ويران می شوم. اين روزها سخت ويرانم! چون در افق خونين منطقه دور جديدی از کشت و کشتارها و استبداد و توتالیتاريسم و تعصب می بينم.
بعضی از دوستان که جانب انصاف را رعايت نمی کنند و نفرت شان از آمريکا چشم های شان بسته است و اندک اندک دارند به مجيزگويان صدام تبدیل می شوند. در گفته های ضد جنگ اينان سرنوشت ملت عراق و آتيهء آنان جايی ندارد. کما اينکه در کشتار مردم بی گناه شهرهای ایران و قتل عام شيميايی حلبچه هم ساکت بودند. اما در این ميان تظاهرات فرمايشی حزب الله تهران که بنا به دستور شعار "مرگ بر آمريکا هرگز يادشان نمی رود، شعار "مرگ برصدام" هم يادشان نرفت! البته این تظاهرات پس از نماز جمعه و به دستور آيت الله يزدی انجام گرفت. اما تظاهرکنندگان که اغلب شان عزيزی را در جنگ هشت ساله از دست داده اند در تظاهراتشان "مرگ بر صدام" از يادشان نرفت.
12:53 AM