Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Wednesday, April 2
دو سه روز است که درد عضله ی ران امانم را بريده است. تازه ياد درد پای مادرم افتاده ام که بيچاره هميشه خدا از آن می نالد. ديشب آن چنان اين درد امانم را بريد که در وصف نمی گنجد. در رختخواب دراز کشيدم و مثلا خواستم چند صفحه ای اميرارسلان نامدار بخوانم. که نشد البته! آنگاه از جعبه ی داروهای هم خانه ام که پيرمردی است هميشه مريض و دردمند، يک قرص تايلنول با کدئين کش رفتم و بالا انداختم. اندکی آسوده شدم ولی چند ساعت بعد درد لاکردار با شدت بيشتری به سراغم آمد. در نيمه شبان سانفرانسيسکو هزاران فکر به کله ام زد. صدام حسين تازه فتوای قتل آمريکائی ها صادر کرده بود و من یک هو احساس کردم نکند دارم تقاص صدام ستيزی ام را پس می دهم!
***
امروز یوشکا فيشر وزير امور خارجه آلمان برای نخستين بار از تغيير نظام عراق سخن گفت. البته همين امروز آمريکاييان به سوی بغداد پيشروی کردند. نتيجه اين که امروز آلمانی ها و فردا پس فردا فرانسوی ها هم سياست شان را به سوی آمريکا خواهند چرخاند که در فردای عراق بدون صدام کلاه شان پس معرکه نماند.
***
دوستی دارم که شبانروز تلويزيون الجزيره تماشا می کند و عربی اش درجه يک است. تصوير او از اوضاع و احوال جاری کاملا با تصوير ماها متفاوت است. او بر اين باور است که صدام پيروز خواهد شد و ملت عراق با صلاحديد صدام يک دموکراسی نوين برپا خواهند کرد و ملل عرب روزی به پا خواهند خاست و اسرائيلی ها را به دريا خواهند ريخت. از او پرسيدم که آيا حاضر است در دموکراکسی صدامی زندگی کند. البته پاسخی نداد! او اينجا زندگی مرفهی دارد. بچه هايش اينجا تحصیل کرده و هر کدام هفت هشت هزار دلار در ماه درآمد دارند. خودش هم از بيمه بازنشستگی هفتصد دلار می گيرد. هر سال به ايران هم می رود و ....
هم او امروز خبر داد که تلويزيون الجزيره می خواهد دفتر و دستکش را در عراق تعطيل کند، چون دولت عراق دو نفر از خبرنگاران این شبکه را اخراج کرده است.
***
قرص های ضد درد انگار دارند اثر می کنند ... بروم سراغ امير ارسلان نامدار که حالا قرار است به جنگ مادر فولاد زره ديو برود.

10:50 PM