Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Friday, April 4
آغاز پايان جنگ!
اين جنگ هم به پايان خود نزديک می شود. حالا که اين سطور را می نويسم نيروهای ائتلاف تقريبا فرودگاه بين المللی صدام را در اختيار دارند و چند قدم بيشتر با بغداد فاصله ندارند. در شمال عراق نيز کردها تا پشت دروازه موصل پيش رفته اند و عنقريب است که موصل را فتح کنند. پيشروی کردها در پی بمباران های نيروهای آمريکای و عقب نشينی نيروهای دولتی عراق اتفاق می افتد و بنا به خبر بی بی سی کردها تقريبا بدون شلیک گلوله پيش می تازند. امروز در تصاوير تلويزيونی ديدم که چگونه کردها در شهرها و روستاهای آزاد شده همديگر را به آغوش می کشند و اشک شادی می افشانند. اينجا بود که معنای "آزادی عراق" را درک کردم. يک بار نوشتم و بالتازار هم نوشت که ضدجنگ ترين ايرانيان در ته قلبشان از صدام نفرت دارند و بدشان نمی آيد که در نهايت شرش را کم کند. آما آنان می خواهند شر آمريکا هم کم بشود! شايد هم حق داشته باشند. اما برای کم کردن شر صدام و صدام ها بايد بهايی پرداخت!
ما می دانيم که آمريکا، به ويژه پس از فروپاشی کشورهای کمونيستی، که به نوعی پرچمدار دموکراسی بوده و از شيلی و برزيل گرفته تا کامبوج و لائوس و کشورهای آفریقايی به برپايی دموکراسی کمک کرده، در خاورميانه کارنامه اش بسيار لنگ است. آمريکا پس از آزادسازی کويت آن کشور را دوباره تقديم امير کويت کرد و کار صدام را نساخت و عربستان را گذاشت تا ارتجاع و وهابی گری اش را تا دورترين نقاط آسيای مرکزی و قفقاز صادر کند و چشمانش را برای اعمال طالبان پرور پاکستان بست و اسرائيل را مانند هميشه پشتيبانی کرد و مصر حسنی مبارک را تبرک کرد و ....
اما حمله به عراق خيلی ها را از خواب بيدار کرد. غلط پنداشتن و درست پنداشتن اين حمله مانع زمين لرزه بزرگ سياسی خاورمیانه نخواهد شد. جهت لرزش هم ناچار به سوی دموکراسی خواهد بود. چون ديکتاتوری بزرگ تر از صدام و دیکتاتوری هايی شديدتر از رژيم ها فعلی خاورميانه تقريبا غير قابل تصور است.
صدام، يا کسانی که به نام صدام اعلاميه و بيانيه صادر می کنند، در اين نبرد به سيم آخر زد. هم اعلان جهاد داد و هم از جهان مسلمان خواست که برای جنگ با "قدرت شيطانی آمريکا" داوطلبانه به عراق بيایند. اما صدامی که تا ديروز و شايد هم امروز (در صورتی که هنوز زنده باشد) ويسکی نوش می کند و معشوقه های رنگ و وارنگ دارد و پسرانش دختران مردم عراق به زور تصاحب می کنند و اصلا حزب بعثش یک حزب کاملا سکولار و غير مذهبی است، و خودش هم مقام مذهبی نیست، حکم جهاد دادنش به يک شوخی شباهت دارد که شلاقش را آيت الله سيستانی می خورد! داستان تلخ داوطلبان جهادی را هم در افغانستان شاهد بودیم که آخر و عاقبت شان چه شد.
صدام چه مانند هيتلر خودکشی بکند و چه مانند اسامه بن لادن فرار بکند، در تاريخ آينده عراق و خاورميانه حتی به مقام عبدالناصر هم نخواهد رسيد. چرا که مادران بسياری را به سوگ عزيزان خود نشانده است. صدام که عاشق شخصيت استالين است حتی به اندازه استالين محبوبيت نخواهد يافت. جنگ هشت ساله با ايران و کشتار حلبچه و کشتار و دویست هزار مردم کرد و کشتار شيعيان عراق که در تاريخ عراق ثبت شده، کارنامه ی صدام را سياه تر از آن کرده که به اسطوره تبديل شود.
از سوی دیگر آمريکا نيز در برابر آزمون بزرگی قرار دارد. آمريکا جنگ را بد آغاز کرد اما می تواند با صلح و دموکراسی که ادعايش را دارد، خوب به پايان ببرد. اگر چنين بشود خاورميانه راهش را به سوی دموکراسی آغاز خواهد کرد و گرنه در چنگ بختک ارتجاع و تعصب و استبداد و خودکامگی بيشتر فرو خواهد رفت.
12:13 AM