Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Thursday, May 1
روشنفکران اروپايی و آمريکايی و ما
دوستان برای من مرتب از چامسکی و هابرماس و ديگران می نويسند که ضد جنگ بودند و عليه قشون کشی کشورهای ائتلافی به سرکردگی آمريکا اعلاميه و بيانيه می دهند. من هرچند به اين روشنفکران و انديشمندان احترام و علاقه دارم و حتی کارشان را تحسين می کنم، اما از منظر يک ايرانی خاورميانه ای، اصلا نمی توانم با برخی عقايد اين بزرگواران موافق باشم. اينان به عنوان روشنفکر مسئول و متعهد (بيشتر هم بنا به تعريف روسی و مارکسيستی آن) حق دارند و شايد مسئول باشند که کارنامه ی دولت هايشان را به نقد بکشند. البته در ميان اينان کسانی هم هستند که مانند الی ويزل (برنده جايزه صلح نوبل) هر چند با جنگ موافق نبود ولی سرنگونی صدام حسين را اجتناب ناپذير می دانست. حتی با جنگ!
سرنگونی صدام برای ما ايرانيان و مردم خاورميانه فرج بزرگی است که نتایج مهمی در بر خواهد داشت. گاهی اعمال بد به نتايج خوب می انجامد. "عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد!" افغانستان طالبان و عراق صدام حسين دو نقطه کور برای دست یابی به دموکراسی بوده اند. صدام باید به اتهام جنايات جنگی در دادگاه لاهه محاکمه بشود. (البته اگر زنده باشد) دموکرات های اروپا و آمريکا در تمام طول جنگ ايران و عراق و نيز کشتار روآندا و حتی در قوم زدايی های صرب ها در يوگوسلاوی سابق هرگز اين چنين به تکاپو نيفتادند.
من خودم بشخصه با جنگ مخالف هستم ولی نه با هر جنگی! باز هم می نويسم جنگ عليه هيتلر يا عليه فرانکوی اسپانيا جنگ های بدی نبودند! هزاران نفر از روشنفکران آن زمان به اسپانيا رفتند تا عليه فرانکو بجگند.
من آرزو داشتم که صدام در همان اول حتی با بيليون ها دلارش (که دو ميلياردش در ميان ديوارهای کاخ هايش کشف شد) حکومت غصبی بعثی اش را ترک می کرد و نمی گذاشت کار به اينجا ها بکشد.
حالا روشنفکران ايرانی و غير ايرانی اگر صميمی هستند و دلشان برای ملت عراق می سوزد، بهتر است که در نهادينه کردن دموکراسی در آن کشور بکوشند و نگذارند دور به دست متعصبان مذهبی و صداميست هايی که می خواهند آب را گل آلود کنند بیفتد. آیا اين شجاعت را دارند روشنفکران ضد جنگ؟
11:56 AM