Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Saturday, May 17
چه سفله مردمانند
که سنگ را بسته و سگ را گشاده اند!

دوستی بر من خرده گرفته بود که این روزها مرتب از "گاو شيرده" و "خر" و غيره می نويسم. اين دوست انگار از ضرب المثل های فارسی و اشعار شاعران ايران بی خبر است. گاو شيرده يک ضرب المثل قديمی فارسی است و مصراع " يارب اين نوکيسه گان را بر خر خودشان نشان!" از اشعار معروف حافظ است. شايد هم صورت درست مصراع "يارب اين نودولتان..." باشد.
داشتم مقاله ی دوست عزيزم مسعود بهنود را می خواندم که به ياد سعدی افتادم. مگر کسی غير از سعدی می توانست که اوضاع و احوال روزگاران سفله پرور خود را با يک جمله اين چنين موجز و گويا بيان کند: "چه سفله مردمانند که سنگ را بسته و سگ را گشاده اند!" يا در روزگار خود ما مگر کتاب قطوری می توانست به اندازه ی شعر " روزگار غريبی ست نازنين!" اوضاع و احوال زمانه ی ما را به تصوير بکشد؟
من سال ها پيش در مقاله ای نوشتم که ما مردم تيره روز و عقب مانده ای هستيم که برای شرح و بيان روز و حال مان به سعدی و حافظ چند قرن پيش متوسل می شويم. يعنی انگار در هفت هشت قرن پيش زندگی می کنيم! يا مسائل هفت و هشت قرن پيش هنوز گريبان گيرمان هست. واقعا روزگار غريبی است!
بهنود در اين مقاله يا يادداشت شبانه از بستن سنگ و گشادن سگ نوشته است. در ميهن ما يک عده رجل سالخورده سياسی را به اتهام سخن گفتن و نوشتن به حبس های طويل المدت محکوم می کنند و درست در همان آن سعيد عسگر که روز روشن می خواست انسانی را سر به نيست بکند و گلوله ای در مغزش خالی کرده بود، راست راست راه می رود و جولان می دهد و خط و نشان می کشد و درست در همان زمان رئيس جمهورش که منادی جامعه مدنی بود و در دوران به اصطلاح زمام داری اش صد ها قتل افتاده و صدها نفر به اتهام نوشتن راهی زندان ها شده اند و ده ها روزنامه توقيف شده اند و .... در لبنان از همزيستی اديان و تمدن ها سخن می گويد و دن کيشوت وار برای جهان معاصر راه و رسم تصوير می کند و بفهمی نفهمی ايران نمونه ای ايده آل برای کشورهای مسلمان ترسيم می کند!
بنابراین باز بايد از مولوی مدد بگيرم:
از ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست!
2:05 AM