Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Tuesday, May 20
آمريکا! آمريکا!
فيلم آمريکا .... الياکازان را خيلی سال ها پيش ديده ام. فيلم معرکه ای بود! داستان فيلم به گمانم اوايل قرن اتفاق می افتد. آن موقع مردم ستم کشيده و زجر دیده ی دنيا فقط يک آرزو داشتند: مهاجرت به آمريکا. امروز هم همان گونه است. حتی يهوديانی که از سراسر دنيا به ارض موعود می روند، پس از چند صباحی سر از آمريکا در می آورند. ايرانيان و افغان ها و عرب ها و ..... حتی اروپائی ها هم همچنين. آمريکا بهشت برين و سرزمين موعود نيست، اما آزادترين کشور دنيا است. سرزمين فرصت ها است و همه در برابر قانون مساوی هستند. حتی به مخالفان نظامش فرصت می دهد تا مخالفت شان را بيان کنند. ضد آمريکائی ترين فيلم ها ( مانند راننده تاکسی) و ضد نظام ترين کتاب و مطبوعات هم در خود آمريکا چاپ و نشر می شوند. گروه هايی قومی و مذهبی و نژادی که در ميهن خود همديگر را تکه و پاره می کنند، در آمريکا با هم همزيستی مسالمت آميز و حتی دوستانه دارند. يهوديان از مغازه اعراب خريد می کنند، پاکستانی ها در رستوران های هندی غذا می خورند و کاتولیک ها و پروتستان های ايرلند جشن "سن پاتريک" را تواما جشن می گيرند. اين جامعه با بافت ويژه ی خود توانسته است هفتاد دو ملت را درون مرزهای خود در صلح و صفا نگاه دارد.
البته می دانم دوستان با خواندن اين سطور دارند حسابی عصبی می شوند و تا چند دقيقه ی ديگر از جنايات آمريکا خواهند نوشت و از کودتای 28 مرداد و کودتای شيلی و جنگ ويتنام و السالوادور و گواتمالا و کره و غيره... حق هم دارند. چرا که آمريکا هم مانند تمام جوامع بدی ها و خوبی هايی دارد. منتهی بدی هايش را خودش عيان می کند و می گذارد تا عيانش بکنند. در زمان قدر قدرتی اتحاد جماهير شوروی مشابه عمليات برون مرزی آمريکا کم اتفاق نمی افتاد. آما روشنفکران روز اعمال شوروی را به ديده ی اغماض می نگريستند يا حتی آن ها را در جهت منافع خلق های زحمتکش جهان می دانستند. در هر حال در آمريکا هرگز يک استالين يا هيتلر و ميلوسويچ و کوچک ابدال های آنان به وجود نيامد. حتی صدام و انورخوجه و کيم ايل سونگ و قذافی و اسد و .... هم بيشتر مارک شوروی داشتند تا آمريکا.
آمريکا هم از اين نوع نوچه ها داشت ولی خيلی اجازه عرض اندام نمی داد تا به يک صدام یا میلوسويچ تبديل شوند. پينوشه ديکتاتور بود، اما توتاليتر نبود. آخر سر هم شيلی را بسيار آباد و شکوفا به دست دموکرات ها تحويل داد. نوريگا در زندان است و شاه که به گرد پای صدام هم نمی رسید، سرنگون شده و نظاميان ترکيه و يونان و پاکستان به پادگان هاشان بازگشته اند.
تضاد امروز جهان تضاد بين سنت و مدرنيته است. من سياست اسرائيلی آمريکا را محکوم می کنم. اما می دانم که فردا اگر فلسطين به دست گروه هايی مانند جهاد و حماس هم بیفتد، وضع بهتر نخواهد شد. هنوز که هنوز است حکام عرب بيشتر فلسطينی کشته اند تا اسرايیل! ( ماجرای سپتامبر سياه که يادتان هست؟ فلسطينی ها از دست ارتش ملاک حسين به اسرائيل پناهنده می شدند!) بنابراين ترجيح می دهم که طرح صلح پيش برود و پيروز بشود، نه طرح جنگ و عمليات انتحاری و خراب کردن خانه های فلسطينی و ويران کردن منطقه های فلسطینی توسط اسرائيل.
****
حالا که خوانندگان با عقايد من آشنا شدند راحت تر می توانند بر من خرده بگيرند یا بتوپند! در هر حال عقيده دارم که اين بحث بهتر از بحث ترک و فارس است که ديگر بسيار تکراری شده بود.
فقط خواهش می کنم بحث را چاروداری اش نکنید که فلانی نمک خورده و نمی خواهد نمکدان بشکند و حرمت ميزبان را ملاحضه می کند و ....
من يک انسانم و آراء و عقايدم به نان و نمک و دلار و یورو نمی فروشم. دوست دارم هر جا که باشم حرمت انسانی مرا ارج بگذارند. از ظلم و جور و ستم هم بدم می آيد و برايم فرقی نمی کند که ظالم شهروند ايران باشد يا عراق و يا آمريکا! يک بار نوشتم اگر عراقی بودم فرماندار آمريکائی را به صدام و عدی ترجيح می دادم!! همين!
11:51 PM