Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Saturday, May 24
چرا به خطا رفتيم؟ چه شد که چنين شد؟
این شايد مهم ترين پرسشی باشد که امروزه ذهن هر کس را در جوامع اسلامی به خود مشغول کرده است. برنارد لوئيس نويسنده و اسلام شناس انگليسی تبار در ماهنامهء آتلانتیک به اين پرسش پاسخ درخوری داده است که من نتيجه گيری آن را در اين سايت می آورم. برای خواندن تمام متن آن به وبلاگ رنگارنگ مراجعه کنيد! با سپاس از دوست عزيزم همايون ماکوئی.
.......
عده روزافزونی از خاورميانه ای ها روشی منتقد به خود در پيش ميگيرند. سئوال "چه کسی اين را برسر ما آورد"، تنها به فانتری های نئوروتيک و تئوری های توطئه کشيده است. و سئوال "ما چه اشتباهی کرديم"، طبيعتا به سئوال دومی ختم ميشود، چگونه اشتباه را تصحيح کنيم. در اين سئوال و پاسخ های گوناگونی که ميتوان برای آن يافت، بهترين اميد ها برای آينده نهفته است.
از ديدگاه يک ناظر غربی، که در تئوری و پراکتيس آزادی غربی مدرسه ديده، اين دقيقا فقدان آزادی است - آزادی انديشه از قيد و فشار، آزادی سئوال کردن و تحقيق کردن و سخن گفتن، آزادی اقتصاد از فساد و مديريت پنجه افکن و خراب، آزادی زنان از ستم مرد، و آزادی شهروندان از حکومت ستمگر است که پايه بسياری از معضلات دنيای اسلام را شکل داده است. اما راه به دموکراسی همانگونه که تجربه غربی نشان داده است، سخت و طولانی، و پر از دام و مانع است.
اگر مردم خاورميانه راه حاضر را ادامه دهند، بمب گزاری انتحاری ممکن است به متافور برای همه منطقه تبديل شود، و هيچ راه گريزی از سراشيب مارپيچ کينه و نفرت، خشم و خودخواهی، فقر و اختناق باقی نماند، و دير يا زود به سلطه بيگانه ای ديگر _شايد از اروپای جديد با راه های قديم، شايد از يک روسيه دو باره ظهور کرده، و شايد از ابر قدرتی توسعه گر از شرق بيانجامد. اما اگر آنها شکايت و قربانی بودن را رها کنند، اختلافات شان را حل کنند و استعداد ها، انرژی و منابع شان را در کوشش خلاق مشترکی پيوند بزنند، بار ديگر ميتوانند خاورميانه را در عصر جديد -بمانند عصر کهن و قرون وسطی، به مرکز بزرگ تمدن تبديل کنند. در حال حاضر اين انتخاب با آنهاست.
ژانويه 2002 – ماهنامه اتلانتيک.

2:09 PM