Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Wednesday, June 11
فاتح شدم! خود را به ثبت رساندم!
اين تکه ای بود از شعر فروغ فرخزاد. او از ماجرای ديگری سخن می گفت. اما من امروز سرانجام در عصر انفجار ارتباطات خود را به ثبت رساندم و توانستم با همين کامپيوتر خودم خود را به ثبت برسانم و وارد دنيای صميمی و خوب اينترنت بشوم.
مشکل نخست سيم برق بود که البته مال انگلستان با تمام دنيا متفاوت است! آنگاه سيم مودم هم اشکال داشت که با خريد یک تکه سيم بسيار گران - نسبت به آمريکا- آن هم حل شد و من امشب به وقت لندن که ساعت 2 پس از نيمه شب است، فقط می خواهم که سلامی عرض کنم و مژده! بدهم که شايد از فردا _ اگر موزه ها و ميدان ترافالگار و ديدار دوستان عزيز بگذارد_ چند کلمه ای بنويسم. دوستانم همه اينجا جمع اند. مسعود بهنود را سه سال و اندی بود که نديده بودم. حالا می بينمش با همسر خوب و فداکارش فاطمه. در تهران زياد ميهمان شان بودم و اگر ميزبان خالص و مخلص بخواهيد بايد چند روزی ميهمان اين زوج خوب بشويد! اما نه در لندن، بلکه در تهران و کردان. اينجا آپارتمان شان بسيار کوچک است اما همچنان دريا دل اند. نوری زاده هم اينجاست. اين رفیق سال های خوب و صميمی. رفيق کافه فيروز و روزهای شوريده. آنگاه در يک رستوران کوچک وسط شهر دو يار قديمی را هم می بینی. لندن در تقاطع فصول و رفيقان خوب قرار گرفته است!
اما در تهران غوغاست. دانشجويان باز به پا خاسته اند. ياد اخوان خوب و عزيز می افتم:
اندک شرری هست هنوز؟
5:29 PM