Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Saturday, July 12
ترک و فارس!(خطاب به دوستانی که نظر می دهند)
می بينم که مساله ی ترک و فارس هنوز داغ است. به نظر من، ما ترکان ايران، بايد همراه و همگام با ساير شهروندان ايران حقوق انسانی و ملی و قومی خودمان خواستار باشيم و مسايل خودمان را جدا نکنيم. پيشه وری هم در ايام آخر عمرش به اين نتيجه رسيده بود و علت شکست جنبش آذربايحان را همان جدا کردن مسایل آذربايجان از ديگر نقاط ايران می دانست. جانش را هم برای همين داد. چون استالينيست های دو آتشه مانند باقراف بر اين نظر بودند که پيشه وری می بايست از همان اول آذربايجان را به کشور شوراها وصل می کرد.
متاسفانه بخش پايانی مطلب من ييرامون 21 آذر و فرجام فرقه ی دمکرات آذربايجان از خاطره ی کامپيوترم محو شد و من هنوز فرصت نکرده ام که آن مطلب را دوباره نوشته و به پايان برسانم. البته اين کار را خواهم کرد.
من برای ايران نظام فدراليسم را ترجيح می دهم و به جای استقلال آذربايچان دوست دارم که کشورهای پيرامونی اتحاديه هايی مانند اتحاديه ی اروپا تشکيل بدهند و مرزها برداشته شوند. باور کنيد که من از خطوط مرزی بسيار متنفرم! دوست دارم که در ايران مذهب و زبان رسمی نداشته باشيم و هويت ملي ايران قائم به مذهب شيعه و زبان فارسی نباشد. مذهب و دين و آيين را در حوزه ی خصوصی اشخاص می بينم ولی زبان فارسی را به عنوان زبان مشترک برای همه ی ايرانيان می پسندم. اما فارسی بايد زبان مشترک باشد نه زبان جانشين. زبان جانشين يعنی اين که زبان فارسی مثلا جانشين زبان ترکی يا کردی بشود. زبان های غير فارسی در اين صورت بايد به عنوان زبان های رايج در ايران بايد پذيرفته شوند و هرکسی بتواند به زبان مادری خود آموزش ببيند و بنويسد و بخواند و نشر کند و فيلم تهيه کند و ..... نیايد مذهب و زبان عزيز و دردانه داشته باشيم!
اين سخنان را بارها نوشته ام و می خواستم در ستون نظرها بنويسم اما ترسيدم طولانی بشود.
آرزو که برای "جوانان" عيب نیست؟!
امک يئمک دن ياخشی دير!
فعلا شب بخير!
گئجه نيز خئيير!

1:40 AM