Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Wednesday, July 16
ميهن تلخ!
اين چند روز گذشته همه اش ملول بودم. از ديوان و ددان! اخبار ميهن تلخ من بيش و بيشتر خونابه می شود. ناگهان می شنوی چهار هزار دانشجو را دستگير کرده اند تا به اعترافات ساختگی وا بدارندشان؛ سروش برای خاتمی با آن نثر سعدی وار تلخ نامه ای زهرآلود می نويسد و مسعود بهنود نامه ای سراسر عتاب "که هنوز یک از هزاران نگفته است" و حتی نگفته که جمله ای سراسر اهانت به دانشجويان از هاشمی رفسنجانی است که دانشجويان را مشتی "سوسول" خوانده بود و چماق به دستان عربده کش را ملت نجيب ....
در ميهن تلخ من زهره کاظمی را به جرم عکس گرفتن از خانواده ی دانشجويان دربند به بند می کشند و می کشند و عباس عبدی ناگهان پرده ای ديگر از شقاوت نظام را می دراند که چگونه به سبب بازتاب دادن افکار عمومی در يک آمارگيری به صلابه کشيده می شود و زير فشار آقای مرتضوی که هم قاضی است و هم بازپرس و بازجو به "اعتراف" واداشته می شود، اما اعتراف گيران پيمان شکنی کرده، او را به انفرادی می برند و باز روزی از نو روزی از نو.
زمانی برتولد برشت چه خوش گفته بود که: مردم از حزب (کمونيست آلمان شرقی) ناراضی است، مردم دیگری انتخاب خواهند کرد! (نقل به مضمون). حالا هم که مردم از نظام ناراضی اند بايد مردم جديدی خلق کرد! و اين مردم جديد بايد از تبار همين نور ديدگان آقای هاشمی رفسنجانی باشند که پيراهن سياه شان را روی شلوار می اندازند و يک قبضه ريش توپی دارند و چند قبضه سلاح گرم و سرد، و دست به زدن شان بسيار خوب است و مورد لطف و عنايت رهبرند و از بيت المال می خورند و به ريش قانون و مردم می خندند. يکی شان در روز روشن گلوله ای در مغز حجاريان خالی می کند و آنگاه مانند قهرمانان سوار بر موتورسيکلت اهدايی شده و به کانون گرم محفلش می رود تا تجلیل بشود، آن ديگری در شب تاريک جوانان دانشجو را با فرياد "يا زهرا" از پنجره خوابگاه به بيرون پرت می کند تا اجرش را در دنيا و آخرت دريافت کند. شگفتا که مردم ايران اين پيراهن سياهان را از خود نمی دانند. گاه می گويند از سپاه بدر هستند و گاه متهم شان می کنند که از صادرات جنوب لبنان اند. اما مگر فرقی هم می کند؟ اينان حتی اگر ايرانی خالص هم باشند از طایفه ی ديوان و ددانند!
اخبار ميهن تلخ همچنان روزگار را تلخ می کند. باطبی هنوز در زندان است. اگر سيمايی داشت مانند يکی از برادران انصار و مانند آنان چهره ای عرق کرده و چشمانی بی ترحم و شکمی برآمده، و به جای پيراهن خونين یکی از هم کلاسانش زنجير و پنجه بکس داشت و شکم دانشجويی را جر می داد، اکنون به جای زندان در صدر حلقه ی محفل نشينان بود و دعای خیر و برکت و الطاف برگزيدگان حکومت الله بر زمين نثار حال و روزش می شد. در ميهن تلخ من زيبايی گناهی است نابخشودنی!
راستی، امير انتظام کجاست؟ چه بر سر برادران محمدی آمده است؟ و گنجی ... و آغاجری و ... زرافشان و ... يوسفی اشکوری و ..
***
تصوير رفسنجانی بر روی مجله ی فوربس نقش بسته و با تيتر "ملايان ميليونر" مردم را از هر چه ملا و آخوند است بيزار می کند. چه بودند و چه شدند؟
چند سال پيش تصوير پيير اميديار هم روی جلد همين مجله بود. اميديار بانی E-Bay بود و ميلياردها دلار ثروت به دست آورده است. اما اين جوان ميلياردر هنوز با همان فولکس قديمی اش حال می کند و بيشتر ثروتش را به به بنيادهای نيکوکاری می بخشد. کامران الهيان ايرانی ديگری است که با هوش سرشار و عرق جبين صاحب ميليون ها دلار ثروت شده است. او هر ساله ميليون ها دلار برای گسترش اينترنت در مدارس کشورهای فقیر خرج می کند. در کشور ما تازه دارند دارندگان اينترنت را تنبيه می کنند! ايرانيان ديگری نيز هستند که در آمريکا و اروپا شکوفا شده اند و توانسته اند از استعدادهای خود بهره جويند و ثروت های کلان به دست آورند. ثروت هیچ کدام از اينان نه تنها آزاردهنده نیست، بلکه باعث فخر و مباهات هم است. فقط ثروت های کسانی از قماش عدی و صدام و رفسنجانی و واعظ طبسی و شيوخ عرب و سلطان برونای و ده ها حکمران ريز و درشت دیگر است که چون از طریق نامشروع به دست آمده، انسان را مشمئز می کند.
ميهن ما تلخ است اين روزها ....
12:34 AM