Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Sunday, July 20
قاضی قاتل!
خبر داغ امروز "قتل یک خبرنگار به دست یک قاضی اسلامی بود" روزنامه ی معروف لیبراسیون فرانسه آقای سعید مرتضوی قاضی مشهور جمهوری اسلامی را قاتل خانم زهرا کاظمی معرفی کرده است. این قاضی روزنامه نگاران و نویسندگان بسیاری را راهی سیاه چال ها و شکنجه گاه کرده است و بارها در نقش بازجو و بازپرس هم ظاهر شده است، اما این نخستین باری که اتهام قتل هم بر او بسته می شود. آن هم قتل یک خانم خبرنگار عکاس. اما این نخستین باری نیست که در جمهوری اسلامی قاضی در نقش قاتل هم ظاهر می شود. آیت الله سید صادق خلخالی اولین قاضی قاتل نظام بود.

***

در جوامع دیکتاتوری معمولا حوادث تراژیک و کمیک با هم تداخل می کنند و گاه حاتثه ای دهشت بار و وحشتناک خنده دار از آب در می آید و گاهی بر عکس. اینجاست که طنزپردازان و کاریکاتوریست ها وارد معرکه می شوند و خلاقیت خود را به نمایش می گذارند.

در اوایل انقلاب اتفاقا با یک جوان بسیجی مومن همسفر بودم و مجبور بودم چند روزی هم سفر و هم سفره اش بشوم. او جدا عقیده داشت که در جمهوری اسلامی آزادی بسیاری وجود دارد. می گفت در زمان شاه هرکس می گفت مرگ بر شاه فوری زندانش می کردند، ولی ما حالا اگر هزار بار بگوییم مرگ بر شاه هیچ کس ما را زندان نمی کند!

در فهرست کتاب "معمای هویدا" نوشته ی عباس میلانی (چاپ ايران)، فصلی هست به نام "قاضی قاتل" که ترجمه ی نسبتا دقیقی است از عنوان انگلیسی آن Hanging Judge . اما این فصل از کتاب در فصل مربوطه دچار سانسور شده و اتفاقا هم سخنان مکتوب آيت الله سید صادق خلخالی را پیرامون یهودی کشی هیتلر سانسور کرده اند! آقای خلخالی در خاطرات خود سخت به صهیونیزم بین المللی تاخته که چرا قربانیان یهودی دوران فاشیسم آلمان را این چنین "گنده" می کنند. به نظر آیت الله خلخالی وجود اتاق های گاز و قتل عام یهودیان در ایام جنگ جهانی دوم کاملا ساخته و پرداخته ی صهیونیزم بین الملل است و از بیخ و بن دروغ است و نیز بنا به نوشته ی آقای خلخالی کوروش کبیر در جوانی لواط می داده و "راه زنی" پیش گرفته بود. البته چون آقای خلخالی بی دلیل و مدرک سخن نمی گوید کتاب "تاریخ ایران باستان" مشیر الدوله پیرنیا را به عنوان سند رو کرده که در آن کتاب اشاره شده " کورش پسر چوپانی بود و در جوانی راهزنی پیشه کرده ...." دوبله به فارسی آقای خلخالی از جمله این است که "کوروش پسر جوانی بود و در جوانی راه زنی پیشه کرده بود و لواط می داده ...." (نقل به مضمون)

عباس میلانی این سخنان آقای خلخالی را (البته نه به نقل به مضمون) در آن فصل کتاب تحت عنوان قاضی قاتل مستند کرده است. اما سانسورچیان جمهوری اسلامی این بخش از کتاب را به زیر تیغ سانسور برده اند و عنوان این فصل کتاب را هم "قاضی انقلاب" نام نهاده اند. اما یادشان رفته یا عقل شان نرسیده که در فهرست کتاب هم دست ببرند و عنوان این فصل را از " قاضی قاتل" به "قاضی انقلاب" تغییر نام دهند. حالا دست کم در چاپ های نخستین کتاب عنوان فصل کتاب در مقدمه همان "قاضی قاتل" باقی مانده است.
***
.... بنابراین اگر خبر قتل خانم زهرا کاظمی به دست یک قاظی دیگر نظام صحت داشته باشد، این جوان جویای نام تازه در مقام دوم قرار می گیرد! نیز در خبر لیبراسیون فقط آمده است که خانم کاظمی با لنگه کفش آقای مرتضوی ضریه ی مغزی خورده و سکته ی مغزی کرده است. معلوم نیست که کفش های آقای مرتضوی پوتین بود یا کفش معمولی. آیا کفش را را از پا در آورده و به سر خبرنگار کوبیده یا همینظوری با پا لگد زده است. اینجا نوع کفش یا پوتین هم ممکن است در دادگاه های بین المللی مطرح شود.

امیدوارم که در هر صورت - چه این اتهام واهی باشد و چه عملی انجام گرفته - آقای مرتضوی سر و کارش با دستگاه قضایی فرانسه یا لاهه ( اگر این جنایت جنایتی باشد در دریف جنایت علیه بشریت) بیافتد و اندکی با معنی و مفهوم قضاوت آشنا شود.

کوروش هخامنشی، سعیدی سیرجانی، صادق خلخالی و .... قاضی قاتل!

مطلب من پیرامون قاضی قاتل یکی دو جا اشتباه تایپی داشت و شاید در دو سه جا گنگ بود! با پوزش از خوانندگان عزیز گویا اکنون توضیح می دهم که:
دکتر عباس میلانی در کتاب پر مغز "معمای هویدا" فصلی دارد (فصل پانزدهم) زیر عنوان "قاضی قاتل" که پیرامون آیت الله صادق خلخالی است و داستان کشته شدن امیرعباس هویدا.
این فصل در چاپ آمریکا (انتشارات میج) از صفحه ی 413 آغاز می شود. در پاراگرافی در این بخش می خوانیم که:
"در آستانه ی انقلاب، خلخالی خاطرات تبعیدش را به چاپ سپرد. اثری به راستی حیرت آور و تکان دهنده بود. شعارهای ضداسعتماری اغلب توخالی را با مشتی شایعه ی بی اساس ترکیب می کرد و هر دو را به زبانی که از لحاظ سبک ضعیف و شلخته، و از لحاظ لحن پر از یقین بود تحویل خوانندگان می داد..... رساله ای هم پنجاه و هشت صفحه ای در مورد کورش کبیر (هم) نوشت. می گفت این نادره ی تحقیقی را در دوران شاه به قلم آورده بود و ساواک از چاپ و پخش آن جلوگیری می کرد..... معتقد بود کوروش کبیر، جانی بالفطره و لواط دهنده ای بی مقدار بیش نبود..... خلخالی کتاب مقدس (تورات) را هم مشتی دروغ می خواند و یهودیان را هم قومی جنایت کار می دانست ..." (معمای هویدا، ص 414، انتشارت میج، واشینگتن دی سی، آمریکا)
سعیدی سیرجانی هم در کتاب "در آستین مرقع" به این اثر تحقیقی آقای خلخالی اشاره کرده و با طنز گزنده و بی مانندش پس از سرزنش نسل خود که به علائق ملی دلبسته بودند و به کوروش و داریوش کبیر افتخار می کردند، نوشته که:
".... این عبارت را در تاریخ "ایران باستان پیرنیا" خوانده بودیم که :
"مورخ مذکور (یعنی کتزیاس) گوید: کوروش پسر چوپانی بود که از ایل مُردها که از شدت احتیاج مجبور کردید راهزنی پیش گیرد."
و به علت درک ناقص و ذهن منحرف خویش گمان کرده بودیم که کوروش هم مثل بسیاری از سران قبایل و بزن بهادرهای روزگار در آغاز کارش بر کاروان های هجوم می برده و راهزنی می کرده است، . و این را عیب چندانی برای سرداران و جهانگشایان آن روزگار نمی شمردیم. غافل از این واقعیت که "راهزنی پیش گیرد" را اولا باید به این صورت خواند که "راه زنی پیش گیرد" و معنی اش را هم در محضر مبارک حضرت آیه الله آموخت که عین عبارت "کتزیاس" را در داخل پرانتزی گذاشته و در صفحهء 27 تالیف منیف خویش آورده اند، و با مدد طبع موشکاف و روح عفیف خویش مفهومش را هم داخل پرانتزی گذاشته و بدین صورت آورده اند:
"مورخ مذکور بنا به نوشتهء ایران باستان به قلم آقای مشیرالدولهء پیرنیا ص 420 می گوید که کتزیاس می گوید کوروش پسر جوانی بود از اهل "مر" که از شدت احتیاج مجبور گردید راه زنی پیش گیرد (لواط بدهد) ..."
آری این است نص عبارت حضرتشان.
(در آستین مرقع، سعیدی سیرجانی، نشر زیر زمینی مولف)
سعیدی سیرجانی جانش را به خاطر نوشتن از دست داد. امیرعباس هویدا به دست محاکمه کنندگانش به قتل رسید. آقای خلخالی که خودش با مباهات ادعا می کند بیش از 400 نفر را در اوایل انقلاب به مرگ محکوم کرده است، در حال حاضر در ایران اسلامی به پژوهش های فلسفی و دینی مشغول است و اصلاح طلب شده است. او اخیر در مصاحبه ای با پیام فضلی نژاد پیرامون همین موضوع اظهار داشته بود که: هر کسی از تاریخ برداشتی دارد. برداشت من هم از کتاب پیرنیا و کوروش به این صورت است! (نقل به مضمون)
من دیروز به هنگام نوشتن " قاضی قاتل" به یاد کتاب عباس میلانی افتادم. امروز که یکی از خوانندگان عزیز گویا مطلب مربوط را به ویژه پیرامون کوروش کبیر گنگ یافته بود، به هر دو کتاب سعیدی سیرجانی و میلانی مراجعه کردم و بخش های مربوطه را اینجا آوردم.
اما نکته ی مهم مطلب "قاضی قاتل" همان اشارتی بود به فصلی از کتاب عباس میلانی که در چاپ فارسی (نشر آتیه) در فهرست کتاب به همان صورت اصلی "قاضی قاتل" چاپ شده، ولی در فصل مربوطه عنوان فصل به "قاضی انقلاب" تغییر پیدا کرده و پاراگراف مربوط به کوروش و یهودیان نیز از فصل مربوطه حذف گردیده است.
تمام ماجرا هم به خاطر مطلب روزنامه ی لیبراسیون فرانسه بود که نوشته بود: قاتل خانم زهرا کاظمی قاضی مشهور ایران آقای سعید مرتضوی است.

2:52 AM