Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Friday, July 25
سعيد سوم!
انگار اين نام "سعيد" بر خلاف معنايش اصلا سعيد نيست و شگون ندارد! در سييده دم انقلاب بود که سعيد سلطانپور شاعر را ار سر خطبه ی عقد به قتلگاه اوين بردند و تيرابارانش کردند. تنور اعدام های انقلاب اسلامی تازه داشت داغ می شد و آقای خلخالی روزی نبود که چند نفری را روانه ی ديار عدم نکند. البته ايشان ادعا می کنند که تمام کشت و کشتارهای او به فرمان آيت الله خمينی انجام گرفته است.
سعيد را که کشتند خواهرم پسری زاييد که نامش را سعيد گذاشتيم. حالا دانشجو است.
سال ها گذشت. شايد سعيد های بسياری در جبهه ها و زندان ها هلاک شدند. اما سعيد حجاريان (معمار اصلاحات) را در روز روشن سعيد عسکر با تير زد.
سعيد امامی اما، معمار قتل های زنجيره ای بود. خودش می گفت "قتل عام درمانی"! عقيده داشت که با قتل عام روشنفکران و نويسندگان و کوشندگان سياسی (مانند داريوش و پروانه فروهر) جامعه پاک و منزه می شود تا آقازاده بهتر و بيشتر بچاپند. خودش هم مرتب به عاملين قتل ها "رانت" می داد. اما با فاش شدن ماجرا همو قربانی آمران قتل ها شد و حقيرانه با "واجبی" کشته شد.
سعيد دوم "سعيد حنايی" بود که عامل قتل های زنجيره ای زنان مشهد بود. اين سعيد هم به نوعی "قتل عام درمانی" عقيده داشت. او زنانی را که فکر می کرد بدکاره اند، می گرفت و پس از تجاوز به آنها می کشت شان. اما هنگامی که داشت آبروريزی می شده و پای مراجع به ميان می آمد که فتوای قتل صادر می کردند، اين سعيد هم قربانی شد. قربانی ثانی.
حالا انگار نوبت سعيد مرتضوی است که او هم به نوعی به قتل عام درمانی عقيده دارد. او می خواهد که روزنامه نگاران و نويسندگان کشور "خفه خون" بگيرند. در مقام قاضی و دادستان هر چه در توان داشت بازداشت کرد و به صلابه کشيد.
کارنامه ی واقعی اين سعيد هنوز در ابهام است و تازه تازه دارد رو می شود. قتل زهرا کاظمی و نامه ی تکان دهنده ی آقای خوشوقت نوبت سعيد ثالث را به جلو انداخته است!
حالا بايد ديد که به سر این سعيد چه می آيد.
دنيا عجب دار مکافاتی است!
12:26 AM